از « ابو سعيد خدرى » و « عبد اللَّه كلبى » در همان تفسير نقل شده است :
در پاره اى از روايات مزبور تنها اشاره به ارواح بنى آدم شده ( مانند روايت مفضل كه تحت شماره 20 ذكر شده است ) .
به علاوه روايات فوق بعضى داراى سند معتبر و بعضى فاقد سند مىباشند .
بنا بر اين و با توجه به متعارض بودن روايات فوق نمىتوانيم روى آنها به عنوان يك مدرك معتبر تكيه كنيم و يا لا اقل همانگونه كه بزرگان علماء در اين قبيل موارد مىگويند علم و فهم اين روايات را بايد به صاحبان آنها واگذاريم و از هر گونه قضاوت پيرامون آنها خوددارى كنيم .
در اين صورت ما مىمانيم و متن آياتى كه در قرآن آمده است و همانگونه كه گفتيم تفسير دوم با آيات سازگارتر است .
و اگر روش بحث تفسيرى ما اجازه مىداد همه گروههاى اين روايات را بطور مشروح ذكر و مورد بررسى قرار مىداديم تا آنچه در بالا ذكر كرديم آشكارتر گردد ولى علاقمندان مىتوانند به تفسير « نور الثقلين » و « برهان » و « بحار الانوار » مراجعه كرده و بر اساس بحث فوق به گروه بندى و بررسى اسناد و محتواى آنها بپردازند .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 10
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٠