اين آيات بحث از مجازات اخروى آنها مىشود و به اين ترتيب پيوندى روشن دارند .
نخست به عنوان يك قانون عمومى مىفرمايد : « از تمام كسانى كه پيامبران به سوى آنها فرستاده شدند ، به طور قطع در روز قيامت سؤال مىكنيم » ( * ( فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ ) * ) .
نه تنها از آنها سؤال مىكنيم « از پيامبرانشان نيز مىپرسيم كه رسالت خويش را چگونه انجام دادند » ( * ( وَلَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ ) * ) .
بنا بر اين ، هم رهبران مسئولند و هم پيروان ، هم پيشوايان و هم تابعان ، منتها چگونگى مسئوليتهاى اين دو گروه متفاوت است .
حديثى كه از امير مؤمنان على ع در اين زمينه نقل شده ، نيز اين معنى را تاييد مىكند ، آنجا كه مىفرمايد :
فيقام الرسل فيسئلون عن تاديه الرسالات التي حملوها الى اممهم فاخبروا انهم قد ادوا ذلك الى اممهم . . . « پيامبران را نگه مىدارند و از آنها سؤال مىكنند كه آيا رسالت خويش را به امتها رساندند يا نه ؟ آنها پاسخ مىگويند كه اين وظيفه را انجام دادهاند » ( 1 ) .
در روايت ديگرى كه در تفسير على بن ابراهيم نقل شده نيز به اين معنى تصريح شده است ( 2 ) .
در آيه بعد براى اينكه كسى تصور نكند كه سؤال از امتها و پيامبرانشان دليل بر اين است كه چيزى از علم خدا مخفى مىماند ، با قاطعيت و صراحت و تاكيد آميخته با قسم مىگويد : « ما با علم و دانش خويش تمام اعمالشان را براى آنها شرح مىدهيم ، زيرا ما هرگز از آنها غائب نبوديم ، همه جا با آنها بوديم و در هر حال همراهشان » ( * ( فَلَنَقُصَّنَّ عَلَيْهِمْ بِعِلْمٍ وَما كُنَّا غائِبِينَ ) * ) .
هامش
( 1 ) و ( 2 ) تفسير نور الثقلين جلد دوم صفحه 4 .