از اين جمله استفاده مىشود كه اين دوازده چشمه كه از آن صخره عظيم جوشيد نشانهها و تفاوتهايى داشته است ، آن چنان كه هر كدام از اسباط بنى اسرائيل چشمه خود را مىشناختند و اين خود سبب مىشد كه اختلافى در ميان آنها بروز نكند و نظم و انضباط حكمفرما گردد و آسانتر سيراب شوند .
نعمت ديگر اينكه در آن بيابان سوزان كه پناهگاهى وجود نداشت ، « ابر را بر سر آنها سايه افكن ساختيم » ( * ( وَظَلَّلْنا عَلَيْهِمُ الْغَمامَ ) * ) .
بالآخره چهارمين نعمت اين بود كه « من و سلوى را به عنوان دو غذاى لذيذ و نيروبخش بر آنها فرستاديم » ( * ( وَأَنْزَلْنا عَلَيْهِمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوى ) * ) .
درباره « من » و « سلوى » اين دو غذاى مطبوع و مفيد كه خداوند به بنى اسرائيل در آن بيابان ارزانى داشت ، مفسران تفسيرهاى گوناگونى دارند كه ما در جلد اول همين تفسير ذيل آيه 57 سوره بقره بيان كرديم و گفتيم بعيد نيست كه « من » يك نوع عسل طبيعى بوده كه در دل كوههاى مجاور وجود داشته و يا شيرههاى مخصوص نباتى بوده كه در درختانى كه در گوشه و كنار آن بيابان مىروئيده ظاهر مىشده است ، و « سلوى » يك نوع پرنده حلال گوشت شبيه به - كبوتر بوده است ( 1 ) .
و به آنها گفتيم « از غذاهاى پاكيزه اى كه در اختيار شما گذاردهايم بخوريد » ( و فرمان خدا را به كار بنديد ) ( * ( كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ ) * ) .
اما آنها خوردند و كفران و ناسپاسى كردند ، آنها « به ما ستم نكردند بلكه به خودشان ستم روا داشتند » ( * ( وَما ظَلَمُونا وَلكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ) * ) بايد توجه داشت كه مضمون اين آيه با تفاوت مختصرى ، در سوره بقره آيات 57 و 60 آمده است ، منتهى در آنجا به جاى « انبجست » ، « انفجرت » .
آمده است ، و به عقيده جمعى از مفسران تفاوت اين دو عبارت در اين است كه
هامش
( 1 ) توضيح بيشتر درباره « من و سلوى » را در جلد اول تفسير نمونه از صفحه 178 تا 180 مطالعه فرمائيد .