اما اينكه : اين ملت فقير و محروم در آن روز آن همه زر و زيورها را از كجا آورده بودند ؟ در روايات چنين آمده كه زنان بنى اسرائيل براى بزرگداشت يكى از اعياد خود ، مقدار قابل ملاحظه اى از زيورآلات فرعونيان را به عاريت گرفته بودند و اين جريان مقارن غرق و نابودى آنها واقع شد ، و زيورآلات مزبور در دست بنى اسرائيل باقى ماند ( 1 ) .
سپس قرآن به عنوان سرزنش آنها مىگويد : « آيا اينها نمىديدند كه آن گوساله با آنان سخن نمىگويد و راهنماييشان نمىكند ؟ ! » ( * ( أَ لَمْ يَرَوْا أَنَّه لا يُكَلِّمُهُمْ وَلا يَهْدِيهِمْ سَبِيلًا ) * ) .
يعنى يك معبود واقعى حد اقل بايد نيك و بد را بفهمد و توانايى بر راهنمايى و هدايت پيروان خود داشته باشد ، با عبادتكنندگان خويش ، سخن بگويد و آنها را به راه راست هدايت كند و طريقه عبادت را به آنها بياموزد .
اصولا چگونه عقل انسان اجازه مىدهد كه معبود بيجانى را كه ساخته و پرداخته خود او است ، بپرستد ، حتى اگر فرضا آن زيورآلات تبديل به گوساله واقعى هم شده باشد به هيچوجه شايسته پرستش نيست ، گوساله اى كه هيچ نمىفهمد و در نفهمى ضرب المثل است .
آنها در حقيقت به خودشان ظلم و ستم كردند ، لذا در پايان آيه مىفرمايد :
« گوساله را معبود خود انتخاب كردند و ظالم و ستمگر بودند » ( * ( اتَّخَذُوه وَكانُوا ظالِمِينَ ) * ) .
« ولى با مراجعت موسى ع و روشن شدن مسائل ، بنى اسرائيل به اشتباه خود پىبردند ، از كار خود نادم و پشيمان گشتند و از خدا تقاضاى عفو و بخشش
هامش
( 1 ) به مجمع البيان ذيل آيه مراجعه شود .