سپس براى اينكه به آنها حالى كند از تهديدهايشان هراسى ندارد و محكم بر جاى خود ايستاده است ، مىگويد : « توكل و تكيه ما تنها به خدا است » ( * ( عَلَى اللَّه تَوَكَّلْنا ) * ) .
و سرانجام براى اينكه حسن نيت خود را ثابت كند ، و چهره حقيقتطلبى و مسالمتجويى خويش را آشكار سازد ، تا دشمنانش او را متهم به ماجراجويى و غوغاطلبى نكنند ، مىگويد : « پروردگارا ميان ما و جمعيت ما به حق حكم و داورى كن ، و مشكلات و گرفتاريهاى ما را بر طرف ساز ، و درهاى رحمتت را به سوى ما بگشا كه بهترين گشايندگانى » ( * ( رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنا وَبَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ وَأَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحِينَ ) * ) .
از ابن عباس نقل شده كه مىگويد : من معنى فتح را در آيه فوق نمىدانستم ، تا اينكه شنيدم زنى به شوهر خود مىگفت افاتحك بالقاضى يعنى ترا به داورى پيش قاضى مىطلبم ، فهميدم فتح در اين گونه موارد به معنى داورى و حكومت است ، ( زيرا قاضى مشكل كار طرفين دعوا را مىگشايد ) ( 1 ) .
هامش
( 1 ) تفسير منهج الصادقين .