« و هر گونه ستم و تجاوز به ناحق به حقوق ديگران » ( * ( وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ) * ) .
« بغى » به معنى كوشش و تلاش براى بدست آوردن چيزى است ، ولى غالبا به كوششهايى گفته مىشود كه براى غصب حق ديگران است و لذا مفهوم آن غالبا با مفهوم ظلم و ستم مساوى است .
روشن است توصيف « بغى » در آيه مورد بحث ، به « غير الحق » از قبيل توضيح و تاكيد روى معنى « بغى » است .
سپس اشاره به مساله شرك كرده ، مىگويد : و نيز پروردگار من ، حرام كرده كه « شريكى بىدليل براى او قائل شويد » ( * ( وَأَنْ تُشْرِكُوا بِاللَّه ما لَمْ يُنَزِّلْ بِه سُلْطاناً ) * ) .
در اينجا نيز روشن است كه جمله ما لم * ( يُنَزِّلْ بِه سُلْطاناً ) * براى تاكيد و توجه به اين حقيقت است كه مشركان هيچگونه دليل و گواه منطقى و خردپسندى در كار خود ندارند ، و كلمه « سلطان » به معنى هر گونه دليل و گواهى است كه باعث تسلط و پيروزى انسان بر مخالف مىشود .
آخرين چيزى را كه به عنوان محرمات روى آن تكيه مىكند « نسبت دادن چيزى به خدا بدون علم و آگاهى است » ( * ( وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّه ما لا تَعْلَمُونَ ) * ) .
درباره سخن گفتن بدون علم ، ذيل آيه 28 همين سوره نيز بحث كردهايم .
در آيات قرآن و روايات اسلامى روى اين مساله زياد تاكيد شده و مسلمانان به شدت از گفتن چيزهايى كه نمىدانند ، ممنوع شدهاند ، تا آنجا كه در حديثى از پيامبر اسلام ص نقل شده :
من افتى به غير علم لعنته ملائكة السماوات و الارض
: « آن كس كه بدون علم و آگاهى فتوا دهد ، فرشتگان آسمان و زمين او را لعنت مىكنند » ( 1 ) .
هامش
( 1 ) عيون اخبار الرضا « ع » طبق نقل تفسير نور الثقلين جلد دوم صفحه 26 .