بازمىگرديد .
30 - جمعى را هدايت كرده و جمعى را ( كه شايستگى نداشتهاند ) گمراهى بر آنها مسلم . .
آنها ( كسانى هستند كه ) شياطين را به جاى خداوند ، اولياى خود انتخاب كردند و چنين گمان مىكنند كه هدايت يافتهاند .
تفسير :
از آنجا كه در آيه گذشته ، سخن از فحشاء كه مفهوم آن هر گونه كار زشتى را شامل مىشود در ميان بود ، و تاكيد شده بود كه خداوند هرگز دستور به فحشاء نمىدهد ، در اين آيه به اصول دستورات پروردگار در زمينه وظائف عملى در يك جمله كوتاه اشاره شده و سپس اصول عقائد دينى يعنى مبدء و معاد را به طور فشرده بيان مىكند .
نخست مىگويد : « اى پيامبر به آنان بگو پروردگار من به عدالت دستور داده است » ( * ( قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ ) * ) .
و مىدانيم عدالت مفهوم وسيعى دارد كه همه اعمال نيك را در بر مىگيرد ، زيرا حقيقت عدالت آن است كه هر چيز را در مورد خود به كار برند و به جاى خود نهند .
گرچه ميان « عدالت » و « قسط » تفاوتى وجود دارد ، « عدالت » به اين گفته مىشود كه انسان حق هر كس را بپردازد ، و نقطه مقابلش ، آن است كه ظلم و ستم كند و حقوق افراد را از آنها دريغ دارد ، ولى « قسط » مفهومش آن است كه حق كسى را به ديگرى ندهد ، و به تعبير ديگر « تبعيض » روا ندارد ، و نقطه مقابلش آن است كه حق كسى را به ديگرى دهد .
ولى مفهوم وسيع اين دو كلمه مخصوصا به هنگامى كه جدا از يكديگر استعمال مىشوند تقريبا مساوى است و به معنى رعايت اعتدال در همه چيز و همه كار و هر چيز را به جاى خويش قرار دادن مىباشد .
سپس دستور به يكتاپرستى و مبارزه با هر گونه شرك داده ، مىفرمايد : « توجه