خداوند او را از آن مقام برجسته و موقعيتى كه در صفوف فرشتگان پيدا كرده بود بيرون كرد و به او فرمود : « از اين مقام و مرتبه ، فرود آى » ( * ( قالَ فَاهْبِطْ مِنْها ) * ) .
در مورد ضمير « منها » جمعى از مفسران معتقدند كه به « آسمان » يا « بهشت » بر مىگردد ، و بعضى به « مقام و درجه » باز گرداندهاند كه از نظر نتيجه ، چندان تفاوتى با هم ندارند .
سپس سرچشمه اين سقوط و تنزل را با اين جمله ، براى او شرح مىدهد كه « تو حق ندارى در اين مقام و مرتبه ، راه تكبر ، پيش گيرى » ( * ( فَما يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فِيها ) * ) .
و باز به عنوان تاكيد بيشتر ، اضافه مىفرمايد : « بيرون رو كه از افراد پست و ذليل هستى » ( يعنى نه تنها با اين عمل بزرگ نشدى ، بلكه به عكس به خوارى و پستى گرائيدى ) ( * ( فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ ) * ) .
از اين جمله به خوبى روشن مىشود كه تمام بدبختى شيطان ، مولود تكبر او بود ، اين خود برتربينى او ، كه خود را در مقامى بيش از آنچه شايسته آن بود قرار داد ، سبب شد كه نه تنها بر آدم سجده نكند ، بلكه علم و حكمت خدا را انكار نمايد و به فرمان او خرده گيرد ، و سرانجام تمام مقام و حيثيت خود را از دست بدهد ، و به جاى بزرگى ، پستى و ذلت را براى خويش بخرد ، يعنى نه تنها به هدف نرسيد ، بلكه درست در جهت عكس آن قرار گرفت .
در نهج البلاغه در « خطبه قاصعه » از امير مؤمنان على ع به هنگام نكوهش كبر و خود برتربينى چنين مىخوانيم :
فاعتبروا بما كان من فعل اللَّه بابليس اذا حبط عمله الطويل و جهده الجهيد ، و كان قد عبد اللَّه ستة آلاف . .
عن كبر ساعة واحدة فمن ذا بعد ابليس يسلم على اللَّه به مثل معصيته ؟ ! كلا ما كان اللَّه سبحانه ليدخل الجنة بشرا بامر اخرج به منها ملكا ان حكمه فى اهل السماء و اهل الارض لواحد
( 1 ) : « پند و عبرت گيريد به آنچه خداوند با ابليس
هامش
( 1 ) نهج البلاغه خطبه 192 طبق نهج البلاغه صبحى صالح .