حديث نبوده ، در احاديث وارده در مورد « المهدى » خدشه وارد ساختهاند . من از توضيح « عبدالرحمان محمد عثمان » بر كتاب تحفة الاحوذى كه اخيراً در مصر به چاپ رسيده ، آگاه شدم . . . . او در جلد ششم در باب « ما جاء فى الخلفاء » ( آنچه دربارهء جانشينان آمده ) در توضيح خود مىگويد :
« گروهى از علما معتقدند كه درباره احاديث مربوط به « مهدى » مىتوان ترديد داشت ، و نقل اين احاديث از پيامبر صلى الله عليه و آله مقرون به صحت نيست ، بلكه اينها ساخته و پرداخته شيعيان است » !
وى در باب « ما جاء فى تقارب الزمن و قصر الامل » ، در همان جلد ششم مىگويد :
« بسيارى از علماى مورد اعتقاد ، معتقدند كه احاديث مربوط به « مهدى » ساختهء باطنيان ، شيعيان و نظاير آنان است ، و نسبت دادن آنها به پيامبر صلى الله عليه و آله درست نيست » !
متأسفانه برخى بيش از اين گستاخى كردهاند ، مانند « محيى الدين عبدالحميد » كه مىبينيم در تعليقه خود بر الحاوى للفتاوى - سيوطى در آخرين بخش ، ( العرف الوردى فى اخبار المهدى ، ص 166 ) از جلد دوم مىگويد : « برخى محققان معتقدند تمام آنچه دبارهء مهدى و دجّال آمده است . » ! و از همه خطرناكتر نظريه « ابوريّه » است كه در تعليقى بر كتاب النهاية ابن كثير ، مىگويد : « احاديث مربوط به ظهور مهدى و نزول عيسى مسيح و آمدن دجّال ، اشاره بر « پيروزى حق بر باطل است » ! .
به سبب اين دو امر - و چنانكه گفتيم - از آنجا كه هر مسلمان آگاه وظيفه دارد كه در تصديق آنچه پيامبر از آن خبر داده ترديدى به خود راه ندهد ، من بحث مربوط به اين امر را موضوع سخنرانى خود قرار دادم با عنوان : « عقيدة اهل السنة و الاثر فى المهدى المنتظر » و براى اينكه شنوندگان پيشاپيش از چارچوب اصلى سخنرانىام آگاه باشند ، فهرست آن را چنين مىآورم :
1 . بيان اسامى اصحابى كه احاديث مهدى را از پيامبر خدا روايت كردهاند .
2 . بيان اسامى امامانى كه احاديث و آثار وارده در مورد مهدى را در كتابهاى خود آوردهاند .
3 . بيان اسامى علمايى كه به تأليف كتاب در مورد مسئله مهدى پرداختهاند .
مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 94
مساهمون: خسرو شاهى
ص٩٤