پناهنده شوند ، ولى پيامبر ص به آنها اطلاع داد كه همه بايد براى شنيدن يك پيام تازه الهى كه در ضمن خطبه مفصلى بيان مىشد خود را آماده كنند . كسانى كه از پيامبر ص فاصله داشتند قيافه ملكوتى او را در لابلاى جمعيت نمىتوانستند مشاهده كنند .
لذا منبرى از جهاز شتران ترتيب داده شد و پيامبر ص بر فراز آن قرار گرفت و نخست حمد و سپاس پروردگار بجا آورد و خود را به خدا سپرد ، سپس مردم را مخاطب ساخت و چنين فرمود :
من به همين زودى دعوت خدا را اجابت كرده ، از ميان شما مىروم .
من مسئولم شما هم مسئوليد .
شما درباره من چگونه شهادت مىدهيد ؟
مردم صدا بلند كردند و گفتند : نشهد انك قد بلغت و نصحت و جهدت فجزاك اللَّه خيرا : « ما گواهى مىدهيم تو وظيفه رسالت را ابلاغ كردى و شرط خير خواهى را انجام دادى و آخرين تلاش و كوشش را در راه هدايت ما نمودى ، خداوند ترا جزاى خير دهد » .
سپس فرمود : « آيا شما گواهى به يگانگى خدا و رسالت من و حقانيت روز رستاخيز و برانگيخته شدن مردگان در آن روز نمىدهيد » ؟ ! همه گفتند : « آرى ، گواهى مىدهيم » فرمود : « خداوندا گواه باش » ! . . .
بار ديگر فرمود : اى مردم ! آيا صداى مرا مىشنويد ؟ . . . گفتند : آرى و به دنبال آن ، سكوت سراسر بيابان را فرا گرفت و جز صداى زمزمه باد چيزى شنيده نمىشد . پيامبر ص فرمود : . . . اكنون بنگريد با اين دو چيز گرانمايه و گرانقدر كه در ميان شما به يادگار مىگذارم چه خواهيد كرد ؟
يكى از ميان جمعيت صدا زد ، كدام دو چيز گرانمايه يا رسول اللَّه ؟ ! .
پيامبر ص بلافاصله گفت : اول ثقل اكبر ، كتاب خدا است كه يك سوى
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 10
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٠