* ( أُمَّةً واحِدَةً ) * ) . ( 1 )
و در آن روز تضادى در ميان آنها وجود نداشت ، زندگى بشر و اجتماع او ساده بود ، فطرتها دست نخورده ، و انگيزههاى هوى و هوس و اختلاف و كشمكش در ميان آنها ناچيز بود ، خدا را طبق فرمان فطرت مىپرستيدند و وظايف ساده خود را در پيشگاه او انجام مىدادند ( اين مرحله اول زندگانى انسانها بود ) ، كه احتمالا فاصله ميان زمان آدم و نوح را پر مىكرد .
سپس زندگى انسانها شكل اجتماعى به خود گرفت و مىبايد همچنين شود زيرا انسان براى تكامل آفريده شده و تكامل او تنها در دل اجتماع تامين مىگردد ( و اين مرحله دوم زندگى انسانها بود ) .
ولى به هنگام ظهور اجتماع ، اختلافها و تضادها به وجود آمد چه از نظر ايمان و عقيده و چه از نظر عمل و تعيين حق و حقوق هر كس و هر گروه در اجتماع و در اينجا بشر تشنه قوانين و تعليمات انبياء و هدايتهاى آنها مىگردد تا به اختلافات او در جنبههاى مختلف پايان دهد ( اين مرحله سوم بود ) .
« در اينجا خداوند پيامبران را برانگيخت تا مردم را بشارت دهند و انذار كنند » ( * ( فَبَعَثَ اللَّه النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ ) * ) .
( و اين مرحله چهارم بود . )
در اين هنگام انسانها با هشدارهاى انبياء و توجه به مبدأ و معاد و جهان ديگر كه در آنجا پاداش و كيفر اعمال خويش را در مىيابند براى گرفتن احكام الهى و قوانين صحيح كه بتواند به اختلافات پايان دهد و سلامت جامعه و سلامت انسانها را تامين كند آمادگى پيدا كردند . و لذا مىفرمايد : « خداوند با آنها كتاب آسمانى به حق نازل كرد تا در ميان مردم در آنچه اختلاف داشتند حكومت كند
هامش
( 1 ) « امت » به معنى هر جماعتى است كه نوعى رابطه و وحدت در ميان آنها باشد خواه وحدت دينى يا از نظر زمان و مكان ( مفردات راغب ) درباره معنى امت در آيات مناسب ، بحث بيشترى آمده است .