آفرينش زمين با انواع مظاهر حيات و زندگى كه در چهرههاى بسيار متنوع و در لباس صدها هزار نوع گياه و حيوان ، جلوه گر شده ، همه نشانههاى ذات پاك او و آئينههاى درخشان قدرت و علم و يگانگى او هستند .
عجب اينكه هر چه علم و دانش بشر پيشتر مىرود ، عظمت اين عالم و وسعتش در نظر او بيشتر مىشود ، و معلوم نيست اين گسترش علمى تا كى ادامه خواهد يافت ؟ ! .
امروز دانشمندان به ما مىگويند : هزاران هزار كهكشان در عالم بالا وجود دارد كه منظومه شمسى ما جزئى از يكى از اين كهكشانها است ، تنها در كهكشان ما صدها ميليون خورشيد و ستاره درخشان وجود دارد كه روى محاسبات دانشمندان در ميان آنها مليونها سياره مسكونى است با ميلياردها موجود زنده ! ، وه چه عظمت چه قدرتى ؟ ! 2 - « و نيز در آمد و شد شب و روز . . . » ( * ( وَاخْتِلافِ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ . . . ) * ) .
آرى اين دگرگونى ليل و نهار ، و اين آمد و رفت روشنايى و تاريكى با آن نظم خاص و تدريجيش كه دائما از يكى كاسته و بر ديگرى افزوده مىشود ، و به كمك آن فصول چهارگانه به وجود مىآيد ، و درختان و گياهان و موجودات زنده مراحل تكاملى خود را در پرتو اين تغييرات تدريجى ، گام به گام طى مىكنند ، اينها نشانه ديگرى از ذات و صفات متعالى او هستند .
اگر اين تغيير تدريجى نبود ، و يا اين تغييرات توام با هرج و مرج صورت مىگرفت و يا اصلا هميشه روز ، و يا هميشه شب بود ، حيات و زندگى از صفحه كره زمين به كلى برچيده مىشد و اگر فرضا وجود داشت دائما دچار آشفتگى و نابسامانى بود ( 1 ) .
هامش
( 1 ) « اختلاف » ممكن است به معنى « آمد و شد » باشد ، زيرا از ماده « خلف و خلاف » به معنى جانشين شدن يكديگر است ، و نيز ممكن است به معنى تفاوت و كم و زياد شدن مقدار شب و روز باشد ، و يا هر دو ، و به هر حال اين نظم خاص آن كه داراى آثار بسيار حساب شده اى است نمىتواند تصادفى و بدون دخالت ذات عالم قادرى باشد و لذا در آيات متعددى از قرآن از دلائل ذات پاك خدا شمرده شده .