بىپايانش كه به دو بخش عمومى و خصوصى ( بخش رحمانيت و رحيميت ) تقسيم مىگردد ، و همچنين اشاره به مساله عبادت و بندگى و اختصاص آن به ذات پاك او شده است .
در حقيقت هم بيانگر توحيد ذات است ، هم توحيد صفات ، هم توحيد افعال ، و هم توحيد عبادت .
و به تعبير ديگر اين سوره مراحل سه گانه ايمان : اعتقاد به قلب ، اقرار به زبان ، و عمل به اركان را در بر دارد ، و مىدانيم « ام » به معنى اساس و ريشه است .
شايد به همين دليل است كه « ابن عباس » مفسر معروف اسلامى مىگويد :
ان لكل شىء اساسا . . . و اساس القرآن الفاتحة .
« هر چيزى اساس و شالوده اى دارد . . . و اساس و زير بناى قرآن ، سوره حمد است » .
روى همين جهات است كه در فضيلت اين سوره از پيامبر ص نقل شد :
ايما مسلم قرأ فاتحة الكتاب اعطى من الاجر كانما قرأ ثلثى القرآن ، و اعطى من الاجر كانما تصدق على كل مؤمن و مؤمنه
: هر مسلمانى سوره حمد را بخواند پاداش او به اندازه كسى است كه دو سوم قرآن را خوانده است ( و طبق نقل ديگرى پاداش كسى است كه تمام قرآن را خوانده باشد ) و گويى به هر فردى از مردان و زنان مؤمن هديه اى فرستاده است » ( 1 ) .
تعبير به دو سوم قرآن شايد به خاطر آنست كه بخشى از قرآن توجه به خدا است و بخشى توجه به رستاخيز و بخش ديگرى احكام و دستورات است كه بخش اول و دوم در سوره حمد آمده ، و تعبير به تمام قرآن به خاطر آن است كه همه قرآن را از يك نظر در ايمان و عمل مىتوان خلاصه كرد كه اين هر دو در سوره
هامش
( 1 ) مجمع البيان آغاز سوره حمد .