دست لرزان نوشته بودند - و من آن را براى چاپ سوم تحويل چاپخانه دادم و چاپ نشد و متأسفانه اكنون هم در دسترس نيست - از من خواسته بودند كه نسخهاى از كتاب را به ايشان برسانم و مخلص نيز تقديم كردم ، وصول آن نامه به امضاى حجةالاسلام آقاى سيد هادى خسروشاهى - كه با آقاى طباطبائى همكارى داشتهاند - اعلام شد . »
مرحوم طباطبائى در تفسير الميزان ، در اينباره مرقوم داشتهاند :
« بعضى گفتهاند ذوالقرنين همان كوروش يكى از ملوك هخامنشى در فارس است كه در 539 - 560 ق . م . مىزيسته ، و همو بوده كه امپراطورى ايرانى را تأسيس و ميانهء دو مملكت فارس و ماد را جمع نمود . بابل را مسخر كرد ، و به يهود اجازهء مراجعت از بابل به اورشليم را صادر كرد ، و در بناى هيكل كمكها كرده ، مصر را به تسخير خود در آورد . . . آنگاه رو به سوى مشرق نهاده تا اقصى نقاط مشرق پيش رفت .
اين قول را بعضى از علماى نزديك به عصر ما ، يعنى سر احمد خان هندى ابداع و مولانا ابوالكلام آزاد در ايضاح و تقريب آن سخت كوشيده است ، . . . » « 1 » مرحوم طباطبائى طى هشت صفحه ، كليهء نظرات ابوالكلام را بهطور خلاصه آوردهاند ، و در پايان نوشتهاند :
« . . . اين بود خلاصهاى از بيان ابوالكلام ، هر چند بعضى اطرافش خالى از اعتراضاتى نيست ، لكن از هر گفتار ديگرى ، انطباقش با
هامش
( 1 ) . تفسير الميزان ، ترجمه موسوى همدانى ، ج 26 ، ص 204 .