تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه نهضت حسينى (فارسى) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
بى ترديد كسى كه با سيرهء خاندان امام حسين آشنا باشد و برترى و اوج اخلاقى معنوى آن را درك كند ، حتى نمىتواند تصور هم بكند كه اين خاندان حاضر بودند در راه به دست آوردن حكومت و قدرت ، راضى بشوند كه خون مسلمانان ريخته شود . حتى اگر به‌طور فرض ، نظريهء كسانى را بپذيريم كه چون اين خاندان خود را صالح‌تر براى كسب قدرت سياسى و اداره حكومت مىدانستند ، اين روش‌ها را در پيش گرفتند ، اما تاريخ نيم قرنى و پنجاه ساله ، از دوران خلافت ابوبكر تا سلطنت معاويه ، مسئله جنگ و خونريزى فقط براى به دست آوردن قدرت و حكومت ، هرگز راه و روش و اخلاق و منش اين خاندان - اهل بيت - نبوده است . و به همين دليل بايد بپذيريم كه به‌طور قطع ، امام حسين آثار و شواهد دگرگونى و انحطاط وسيعى را در جامعه اسلامى آن روز مىديد و به روشنى دريافته بود كه روح و حقيقت نظام دولت اسلامى در حال انحراف و فساد است و روى همين اصل جلوگيرى از اين انحراف و سقوط را يك ضرورت مىدانست ، حتى اگر لازمهء آن جنگ باشد و در اين راستا سكوت را نه‌تنها جايز نمىشمرد ، بلكه آن را يك فريضهء واجب مىدانست .

تغيير در هدف و اصول قانون اساسى

اين دگرگونى و تغيير اساسى چه بود ؟ مردم به حسب ظاهر از دين منحرف نشده بودند . همهء مردم از جمله عناصر حاكميت ، به ظاهر ، به خدا و پيغمبر و قرآن كريم مانند گذشته عقيده داشتند . در قوانين
فلسفه نهضت حسينى (فارسى) — صفحة 38 | خسرو شاهى / ابو الاعلى مودودى / ابو الكلام آزاد / اقبال لاهورى / سيد قطب