Skip to main content

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — Page 189

Contributors:

P.189
گرد خود چون كرم پيله بر متن بهر خود چه مىكنى اندازه كن مر ضعيفان را تو بىخصمى مدان از نبى اذ جاء نَصْرُ الله بخوان گر تو پيلى خصم تو از تو رميد نك جزا طيرا ابابيلت رسيد گر ضعيفى در زمين خواهد امان غلغل افتد در سپاه آسمان گر به دندانش گزى پر خون كنى درد دندانت بگيرد چون كنى شير خود را ديد در چَه وز غلو خويش را نشناخت آن دم از عدوّ عكس خود را او عدوى خويش ديد لا جرم بر خويش شمشيرى كشيد اى بسا ظلمى كه بينى در كسان خوى تو باشد در ايشان اى فلان اندر ايشان تافته هستىّ تو از نفاق و ظلم و بد مستى تو آن تويى و آن زخم بر خود مىزنى بر خود آن دم تار لعنت مىتنى در خود اين بد را نمىبينى عيان ورنه دشمن بوده اى خود را به جان حمله بر خود مىكنى اى ساده مرد همچو آن شيرى كه بر خود حمله كرد چون به قعر خوى خود اندر رسى پس بدانى كز تو بود آن ناكسى شير را در قعر پيدا شد كه بود نقش او ، آن كِش دگر كس مىنمود هر كه دندان ضعيفى مىكند كار آن شير غلط بين مىكند ( 1 )
قصاص و انتقام در ظلم بر مردم شديدتر است ، زيرا اين مجازات وارد كردن زخم ، نه به وسيله كارد است و نه با زدن تازيانه‌ها . بلكه به وسيله چيزيست كه اين گونه مجازاتها در نزد آن كوچك محسوب مىشود . اگر ظلم مردم بر يكديگر در اين دنيا به وسيلهء طلب حليت و يا هر وسيلهء ديگرى جبران نگردد ، در سراى ابديت عذابى كه بر تبهكاران وارد مىشود با وسايل شديدتريست كه با جانهاى آنان سر و كار دارد .
Footnote
( 1 ) . مثنوى ، دفتر اول ، ص 28 و 29 .