- مشاهده و توصيف واقعيات و حقايق و تصرف در آنها براى بهره بردارى از آنها در زندگى مادى و معنوى غير از شناخت علل حقيقى و چگونگى به وجود آمدن آنها از علل خود مىباشد 139
- چگونه بايد اميدوار بود 140
اگر خدا را آن چنان كه مىتوانيم دريافت مىكرديم اميدها ، ترسها ، آرزوها و محبتهاى ما در سطحى عالىتر از آن بود كه تاكنون ما را به خود مشغول داشته است 141
ارتباط با دنيا چگونه بايد باشد 143
- آدمى با حل تعارض و تنظيم مختصات روح و ماده است كه سرنوشت خود را مىسازد 146
اگر شخصيت انسانى سالم و با اصول ارزشها تقويت شود به خوبى از عهده تعديل اميال خود بر آمده و وسايل دنيا را در استخدام خود در مسير حيات معقول قرار دهد ، از اين راه تعارض ميان ماده و روح برداشته مىشود و حركت تكاملى آدمى شروع مىگردد 148
- آن اندازه كه انسان كامل در وجود و زندگى و حركات و سكنات خود ارزشها را براى افراد بشر مىآموزد و آنان را تربيت مىنمايد از عهدهء قوانين و پند و اندرزها و ديگر وسايل توجيه كننده بر نمىآيد و بالعكس هيچ شخص و عاملى براى سقوط جامعه مانند وجود تبه كاران آزادنما مؤثر نيست . 151
- خداوند سبحان به جهت اكرام پيامبر ( ص ) بود كه تمايل او را از دنيا گسيخته و به مقام شامخ ربوبى پيوسته بود . 154
متن خطبهء صد و شصت و يكم 156
ترجمهء خطبهء صد و شصت و يكم 158
تفسير عمومى خطبه صد و شصت و يكم 160
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 274
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٧٤