Skip to main content

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — Page 203

Contributors:

P.203
سحر را با معجزه كرده قياس هر دو را بر مكر پندارد اساس ساحران با موسى از استيزه را بر گرفته چون عصاى او عصا زان عصا تا آن عصا فرقيست ژرف زين عمل تا آن عمل راهى شگرف لعنة اللَّه اين عمل را در قفا رحمة اللَّه آن عمل را در وفا كافران اندر مرى بوزينه طبع آفتى آمد درون سينه طبع هر چه مردم مىكند بوزينه هم آن كند كز مرد بيند دمبدم او گمان برده كه من كردم چو او فرق را كه داند آن استيزه خو اين كند از امر و آن بهر ستيز بر سر استيزه رويان خاكبيز گر چه هر دو بر سر يك بازيند ليك با هم مروزى و رازيند هر يكى سوى مقام خود رود هر يكى بر وفق نام خود رود مؤمنش گويند ، جانش خوش شود ور منافق تند و پر آتش شود نام آن محبوب از ذات ويست نام اين مبغوض ز آفات ويست ميم و واو و ميم و نون تشريف نيست لفظ مؤمن جز پى تعريف نيست گر منافق خوانيش اين نام دون همچو كژدم مىخلد در اندرون زرّ قلب و زر نيكو در عيار بىمحك هرگز ندانى ز اعتبار
26 ، 28 - فاجتمع القوم على الفرقة ، و افترقوا على الجماعة ، كأنّهم أئمّة الكتاب و ليس الكتاب إمامهم ( در آن زمان مردم به پراكندگى و جدايى از يكديگر متفق مىشوند . و براى بدست آوردن اتفاق و اجتماع از يكديگر جدا و پراكنده‌اند . )

عاملى مشترك در درون اين تبهكاران بوجود مىآيد كه آنانرا وادار به تفرقه مىنمايد .

مقصود امير المؤمنين عليه السلام آن نيست كه روزى فرا مىرسيد كه مردم به جهت