2 - مرحلهء رهايى از آن عوامل .
3 - مرحلهء دريافت امكان انتخاب يكى از راهها يا يكى از كارها .
4 - مرحلهء آزادى در انتخاب مزبور .
5 - مرحلهء درك اصول و قوانين و وجدانى و موازنه ميان مصالح و مفاسد .
6 - مرحلهء اختيار كه عبارت است از انتخاب راه يا كار خير و اقدام به آن .
اين همان مرحلهء نظارت و سلطهء شخصيت است به دو قطب مثبت و منفى كار .
در هيچ يك از مراحل ششگانه ، خود طبيعى بيكار ننشسته ، حدّ اكثر نيروى خود را براى فلج كردن مديريّت شخصيت به كار مىبرد ، پديدهء اختيار از پيروز شدن شخصيت در اين پيكارها بوجود مىآيد .
توضيحى در باره دخالت شخصيت در كار اختيارى
دخالت شخصيّت در بوجود آمدن كار اختيارى مانند دخالت مغز ناب در چند عامل است كه مانند پوست پياز بهم پيچيده است . هر چه كار به عامل عميقتر مستند باشد بمنطقهء فرماندهى شخصيت نزديكتر مىگردد و دست شخصيت براى نظارت و سلطه بازتر مىشود . به همين جهت است كه هر چه كار با انديشهء بيشتر همراه گردد ، منطقىتر و خردمندانه تر تلقّى مىشود ، زيرا انديشه مانند عامل كاوش از حقايق و رويدادهايى است كه انسان را از عوامل سطحى عبور داده و با بدست آوردن بينش بيشتر بمنطقهء عامل اصلى كار كه خود شخصيت است ، نزديكتر مىسازد .
فرض عوامل پوست پيازى را به اين نحو مىتوان توضيح داد كه سطح ابتدايى شخصيّت كه همان ذهن در حال عكس بردارى است ، مانند پوست ابتدايى پياز است كه مجاور با جهان برونى مانند ساير موجودات طبيعى و مواد غير ذلك مىباشد . سطح بعد از سطح