و گروههاى يك جامعه كه نه علت ايدئولوژيكى مكتبى دارد و نه حقوقى و نه نژادى و هم ميهنى . آيا اين هماهنگى به علت يك موضوع دفاعى بوجود آمده است آيا عامل زيباجويى باعث چنين هماهنگى گشته است آيا عشق به خود نظم و انضباط چنين هماهنگى را نتيجه داده است پيدا كردن يك نظريه براى نمود مزبور كار جامعه شناسى نظرى است .
2 - جستجوى قوانين يا پيدا كردن كميت و كيفيت يك قانون جامعه شناسى كه بتواند براى حلّ و فصل مسائل مربوط به جامعه شناسى سودمند بوده باشد .
دخالت موضعگيرىهاى خاص در جامعه شناسى
در نوع دخالت در جامعه شناسى ديده مىشود كه بدون توجه به آنها ، استنتاج و بهره بردارى از اين علم در نهايت دشوارى خواهد بود .
نوع يكم - دخالت موقعيت طبيعى شخص محقق در كاوشها و نتيجه گيرىهاى خود .
عناصرى كه شخصيت بررسى كننده را توجيه مىنمايد و عينك مخصوصى بديدگانش مىزند . مانند عينك عقايد معيّن ، نژاد مخصوص ، يا عناصر ديگر كه در شخصيت محقق نفوذ مىكند ، مانند كيفيّت خاصّى از جهان بينى و غيره .
دخالت اين گونه موقعيتهاى طبيعى در جامعه شناسى ، اگر چه واقعيتها را رنگ آميزى نموده سپس در معرض افكار مىگذارد ، ولى اجتناب از آثار و نتايج آن ، با يك دقت نظر از طرف مطالعه كنندهء آن جامعه شناسى رنگ آميزى شده ، امكان پذير و شايد به سهولت انجام بگيرد ، به اين معنى وقتى كه مطالعه كننده و يا هر گونه فراگيرنده احساس كرد كه فلان محقق با پاى بند بودن به فلان عقيده و ايدهء مخصوص است كه چنين نتيجه گيرى مىكند ، يا علل آن نمودها را به اين ترتيب بيان مىكند ، مىتواند قضايا و