فعاليتهاى كه دارد ، مانند انشاء ( به وجود آوردن ) عدد ، تجريد ، انتزاع ، ايجاد صور و تجسيمات و درك زمان در درون ، يك تصور سهل و ساده ايست . تفاوتى كه ميان نفس آدمى و فعاليتهاى آن ، با خدا و جريان خلقت موجودات هستى وجود دارد ، در اين است كه همهء آنچه كه در درون انسانى به وجود مىآيد ، مورد آگاهى و مديريت نفس قرار نمىگيرد ، بلكه گاهى از حل تضاد و اختلافاتى كه از مهمانان وارد از جهان خارجى عينى بوجود مىآيد ، ناتوان مىشود و به اضطراب و حيرت و شك و غير ذلك مبتلا مىشود - مولوى مىگويد :
تن قفس شكل است زان شد خار جان
در فريب داخلان و خارجان
اينش گويد من شوم همراز تو
وانش گويد نى ، منم انباز تو
اينش گويد نيست چون تو در وجود
در كمال و فضل و در احسان وجود
موجهاى تيز درياهاى روح
هست صد چندان كه بد طوفان روح
در صورتى كه خداوند متعال محيط و مسلط بر همهء اشياء است و هيچ موجودى توانايى عرض اندام در برابر آن ذات اقدس را ندارد . مطلبى مهم در جملات فوق وجود دارد كه تا حدودى مبسوط آن را مطرح مىنماييم