3 . گسترش عدالت در هر جامعه ايكه مسلمين بر آنها سيطره پيدا مىكردند
4 . كوشش و تكاپوى بسيار شديد براى ترويج علوم
5 . زمينه نظام روابط اقتصادى انسانها با عوامل توليد و توزيع به عاليترين درجهء خود رسيد
اين نظام همهء عوامل اقتصادى را در رابطه با عوامل مولد و مردم ميان يكديگر به مرحله اى رساند كه عملا در روزگار زمامدارى عمر بن عبد العزيز ، همهء جوامع اسلام در يك اقتصاد بسيار منظم ، و منتفى شدن هر گونه نيازهاى مادى زندگى مىكردند . « يحيى بن سعيد مىگويد : عمر بن عبد العزيز مرا مأمور رسيدگى ماليات آفريقا نمود . من ماليات آنجا را وصول كردم و فقراء و مستمندان آن ديار را جستجو كردم و در آنجا فقيرى نديدم و كسى را پيدا نكردم كه آن ماليات را بعنوان مستحق از من بگيرد ، زيرا عمر بن عبد العزيز همهء مردم را بىنياز كرده بود و به همين جهت بندهها را خريدم و آنها را آزاد كردم و ولاى آنان را براى مسلمانان قرار دادم » ( 1 ) و بديهى است كه اگر همان جامعه و جوامع ديگر اسلامى نيازمند مواد ضرورى معيشت بودند ، نوبت به آزاد كردن بندگان نمىرسيد .