بقيهء تفسير عمومى خطبهء صد و نهم
چنان كه اعضاى جسمانى انسان با فعاليتهاى غير طبيعى خود تدريجا مختل مىگردد ، همچنين عقل آدمى اگر بفعاليتهاى غير قانونى ادامه بدهد ، قطعى است كه تدريجا دچار اختلال مىگردد . و كدامين فعاليت عقلانى غير قانونىتر از بازى با مفاهيم الهى و سبك شمردن شئون خداوندى و ترديد در او و يا نفى وجود او مىباشد . بنا بر اين ، مىتوان گفت : آن اشخاصى كه اصول و مبادى عالى هستى را مورد بىاعتنائى قرار مىدهند ، با هستى خود در مبارزه بسر مىبرند ، و كسانى كه الهيات و شئون خداوندى را سبك مىشمارند و بطور قانونى در بارهء آنها نمىانديشند ، منكر خويشتن مىباشند . كسى كه با خود مبارزه كند و يا منكر خويشتن باشد ، چگونه مىتواند با عقل سليم در اين دنيا حركت كند آيا اين كه بعضى از متفكران مشهور مانند برتراندراسل مىگويند : « تقريبا همهء مردم در مغز خود زاويه اى براى جنون دارند » ( 1 ) معلول بىاعتنائى و سبك شمردن شئون الهى و بخصوص نظارهء خدا بر جهان هستى و اعمال آدمى ، و عدل مطلق او نيست سپس امير المؤمنين عليه السلام در بارهء عظمت خلقت و قدرت و ملكوت