Skip to main content

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — Page 280

Contributors:

P.280
مست است زمين زيراك خورده ست بجاى مى در كاس سر هرمز خون دل نوشروان بس پند كه بود آنگه بر تاج سرش پيدا صد پند نو است اكنون در مغز سرش پنهان
از ابيات معروف خاقانى شيروانى آيا گذرتان به ديوار چين افتاده است آيا از بعلبك عبور كرده‌ايد از تخت جمشيد چطور آيا به آرزوهاى دور و دراز مىخواهيد تكيه كنيد مگر نبودند پيش از شما اشخاصى كه آرزوهائى طولانىتر از آرزوهاى شما در سر مىپروراندند آيا مىخواهيد به كثرت نفوستان بباليد مگر در ميان اقوام گذشته جمعيتهائى با شماره اى بيش از شماها وجود نداشت به لشكريان خود مىنازيد قطعا نيرومندانى در اين كره خاكى زندگى كرده‌اند كه سپاهيانى انبوه تر و با وفاتر از سپاهيان شما داشتند . آن نادانان فريب خورده سخت تسليم دنيا شدند و پرستش آن را برگزيدند و چيزى جز دنيا را هدفگيرى ننمودند و آن گاه رخت بر بسته و سفرى را پيش گرفتند كه نه توشه اى براى آن اندوخته بودند و نه مركبى داشتند كه سوار بر آن شوند و آن سفر طولانى را سپرى كنند . 62 ، 70 - فهل بلغكم أنّ الدّنيا سخت لهم نفسا بفدية ، أو أعانتهم بمعونة ، أو أحسنت لهم صحبة بل أرهقتهم بالقوادح ، و أوهقتهم بالقوارع و ضعضعتهم بالنّوائب و عفّرتهم للمناخر ، و وطئتهم بالمناسم ، و أعانت عليهم ريب المنون ( آيا تا كنون اين خبر به شما رسيده است كه دنيا با پذيرش فديه اى سخاوت از خود نشان داده و نفسى را از كاروانيان منزلگه مرگ آزاد كرده باشد ، يا كمكى به آنان نموده يا صحبت نيكوئى با آنان داشته باشد ، بلكه اين دنيا حوادثى سنگين بر دوششان نهاد ، و با مصائب كوبنده ناتوانشان ساخت و با گرفتاريهاى شديد
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — Page 280 | محمد تقي جعفري