به خدا مىباشد ، اگر چه ما نتوانيم آنها را درك كنيم و اگر چه ارتباطى با ما نداشته باشند ، زيرا او خير محض است و هر چيزى كه به وجهى از وجوه مربوط به آن خير محض باشد ، خير و نيكو بوده و سزاوار حمد و ستايش است .
توفيق و عنايات ربّانى
جملهء آخر چنين است كه « كه ما از خدا براى اداى حقوق او يارى مىطلبيم » .
توفيق و يارى خداوندى كه از آثار بىشمارش لطف الهى است بر بندگانش ، محرّك ماوراى طبيعى انسان به اداى تكاليف و حقوق الهى است . البتّه لازمهء شمول لطف الهى بر بندگانش جبر و اضطرار نيست ، بلكه همان گونه كه در جاى خود مطرح شده است ، لطف كه توفيق و يارى براى انجام خيرات از آثار آن است ، عبارتست از آماده ساختن مقتضيات و توجيهات روانى و ذهنى ، نه بحدّى كه مستلزم قهرى و جبرى اعمال صالحه باشد . حقيقت اينست كه -
توفيق تو گر نه ره نمايد
اين عقده به عقل كى گشايد
نظامى گنجوى
بايد بپذيريم كه :
باد ما و بود ما از داد تست
هستى ما جمله از ايجاد تست
خداوندا ،
لذّت هستى نمودى نيست را
عاشق خود كرده بودى نيست را
لذّت انعام خود را وا مگير
نقل و بادهء جام خود را وا مگير
ور بگيرى كيست جست و جو كند
نقش با نقّاش كى نيرو كند
بار الها ،
منگر اندر ما مكن در ما نظر
اندر اكرام و سخاى خود نگر
ما نبوديم و تقاضامان نبود
لطف تو ناگفتهء ما مىشنود
آرى ، توفيق براى حركت در مسير مرضات خداوندى را همواره از او بخواهيم -
از خدا جوئيم توفيق ادب
بىادب محروم ماند از لطف ربّ
خداوند متعال در قرآن مجيد در مواردى متعدّد ، بندگان خود را تعليم مىدهد