ظنّ لا يغنى من الحقّ خوانده اى
وز چنان برقى ز شرقى مانده اى
هين در آ در كشتى ما اى نژند
يا كه آن كشتى به اين كشتى ببند
گويد او چون ترك گيرم گير و دار
چون روم من در طفيلت كور وار
كور با رهبر به از تنها يقين
زان يكى ننگست و صد ننگست اين
پاسخهاى اين گونه اشخاص براى سؤالات كه حاضر نيستند كمترين تغييرى در وضع روانى و شرائط ذهنى خود بدهند ، موجب تراكم جهلها و خطاها در مغز انسانها مىباشد .
نوع سوم - اختلاف پاسخها مستند به اختلاف درك و تفسير موضوع سؤال مىباشد ، چنان كه در سؤال از هدف حيات ( هدف حيات چيست ) اختلاف درك و تفسير موضوع سؤال كه « حيات » است ، موجب اختلاف در پاسخها شده است . اين يك امر طبيعى است ، ولى براى بدست آوردن واقعيّتى كه مورد سؤال قرار گرفته است ، بايد حدّاكثر كوشش را به عمل آورد ، زيرا ممكن است در بارهء يك موضوع تفسير و توجيههاى غلطى بوجود آمده باشد و در نتيجه موضوع سؤال مبهم بماند و پاسخها نتواند از عهدهء حلّ آن برآيد .
امير المؤمنين عليه السّلام در شمارهء 243 از كلمات قصار ( حكم ) مىفرمايد : إذا ازدحم الجواب خفى الصّواب .
( هنگامى كه جواب متعدّد و درهم و برهم شود ، حقيقت مخفى مىماند . )
سؤالهاى غير منطقى
مواردى وجود دارند كه طرح سؤال در بارهء آنها غير منطقى است . اين موارد بر سه قسم عمده تقسيم مىگردند :
قسم يكم - نارسائى معلومات و قدرت انديشه براى درك پاسخ سؤال
مانند سؤال يك دانش آموز سال پنجم ابتدائى در بارهء مسائل پيچيدهء علمى و فلسفى كه بداشتن معلومات و قدرت انديشهء عالى نيازمند مىباشد . غير منطقى بودن سؤال در اين قسم ناشى از بىجواب بودن سؤال نيست ، بلكه دانش آموز مفروض آمادگى ذهنى براى