اين چيست آيا انسانى كه ماهيّت او در يك جامعه مورد سؤال قرار گرفته و نمىداند كيست يا چيست ، گمنام نيست عبارتى از جبران خليل جبران در اين باره نقل شده است كه بسيار مفيد است . او گفته است : « علىّ بن ابي طالب شهيد عظمت خود بود . او چشم از اين دنيا بربست و اشتياق به پروردگار در دلش . عرب حقيقت مقام و ارزش او را نشناخت تا اين كه انسانهائى از همسايگان فارس آنان ( عرب ) كه ميان جواهر و سنگريزه فرق مىگذاشتند ، برخاستند و [ تا حدودى او را شناختند ] . علىّ بن ابي طالب از اين دنيا رفت پيش از آنكه رسالت خود را كامل و وافى به دنيا برساند ، ولى من على را مجسّم ميكنم كه در حال تبسّم چشم از اين زمين پوشيده است . او مانند آن پيامبران بينا از دنيا رفت كه به جوامعى آمده بودند كه جوامع آنان نبوده است و به مردمى مبعوث شده بودند كه مردم آن پيامبران نبودند و در زمانى ظهور مىكردند كه زمان آنان نبوده است ، ولى براى پروردگار تو در ارسال اين رسولان و در زندگى علىّ در ميان آن قوم ، رازى است نهفته . » ( 1 ) بنا بر اين ، مىتوان قاطعانه گفت كه علىّ بن ابي طالب عليه السّلام در زمان خود گمنام و مجهول زيسته است ، يعنى او را نشناختهاند . و اين كه بعضى از نويسندگان چيره دست دوران ما مىگويند : فرزند ابي طالب غريب زمان خود بوده است ، يكى از روشنترين دلايل همين معنى است كه شخصيّت آن بزرگ بزرگان براى مردم جامعهء آن روز مخصوصا مردم آن سرزمين كه علىّ ( ع ) در آنجا چشم به دنيا گشوده بود ، نه تنها مجهول بود ، بلكه او را سخت ناراحت كردند ، ب طورى كه در موقع وارد شدن ضربت بر سر مباركشان فرمودند : فزت و ربّ الكعبة . ( سوگند به خداى كعبه ، نجات پيدا كردم و به هدفم نائل شدم . )
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 185
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٨٥
هيچ تا حال ديدهايد كه سنگها و ديگر موادّى كه بعنوان بنياد نگهدارندهء
هامش
( 1 ) الامام على ( ع ) صوت العدالة الإنسانيّة ج 1 ص 364 جورج جرداق .