Skip to main content

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — Page 104

Contributors:

P.104
بر ضعيفان گر تو ظلمى مىكنى دان كه اندر قعر چاه بىبنى گرد خود چون كرم پيله بر متن بهر خود چه مىكنى اندازه كن مر ضعيفان را تويى خصمى مدان از نبى إذ جاء نصر اللَّه بخوان گر تو پيلى خصم تو از تو رميد نك جزا طيرا ابابيلت رسيد گر ضعيفى در زمين خواهد امان غلغل افتد در سپاه آسمان گر بدندانش گزى پر خون كنى درد دندانت بگيرد چون كنى شير خود را ديد در چه وز غلوّ خويش را نشناخت آن دم از عدوّ عكس خود را او عدوى خويش ديد لا جرم بر خويش شمشيرى كشيد اى بسا ظلمى كه بينى در كسان خوى تو باشد در ايشان اى فلان اندر ايشان تافته هستىّ تو از نفاق و ظلم و بد مستىّ تو آن توئى و آن زخم برخود مىزنى بر خود آن دم تار لعنت مىتنى در خود اين بد را نمىبينى عيان ورنه دشمن بوده اى خود را بجان حمله بر خود مىكنى اى ساده مرد همچو آن شيرى كه برخود حمله كرد چون به قعر خوى خود اندر رسى پس بدانى كز تو بود آن ناكسى شير را در قعر پيدا شد كه بود نقش او آن كش دگر كس مىنمود