تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
براى يك شخصيت كمال و رشد يافته بهتر از آرزوى قرار گرفتن در جاذبهء كمال مطلق نيست و هيچ حقيقتى براى اميد بستن از برخوردارى از جاذبهء مزبور نيست چنان كه براى شروع به سفر حقيقى در اين عالم هستى آگاهى و وابستگى به خدا ضرورت دارد :
دگر گفتى مسافر كيست در راه كسى كاوشد ز اصل خويش آگاه
شبسترى همچنان ادامهء اين حركت و سفر پر مشقّت و نيازمند به رياضت ، مورد اميدى جز خدا نمىتواند داشته باشد .
گلدستهء اميدى بر جان عاشقان نه تا رهروان غم را خار از قدم بر آيد
سعدى

چون همهء نعمتها از اوست ، پس ستايش و سپاس جز او را سزاوار نيست .

البتّه اين به آن معنى نيست كه هيچ احدى در دنيا جز خداوند متعال سزاوار شكر و سپاس نيست زيرا كه لازمهء اين نظريّه اعتقاد به جبر است ، كسانى كه مىگويند : كسى را در برابر خدا نبايد شكرگزارى كرد ، به اين دليل كه هيچ كس به اختيار خود نعمتى را به كسى نمىدهد كه سزاوار تشكَّر و سپاسگوئى باشد ، قطعا گرايش به جبر دارند . بر مبناى همين بحث است كه عدّه اى از مفسّرين در بارهء الف و لام الحمد للَّه مىگويند : الف و لام مزبور براى استغراق است ، يعنى عموم حمدها بدون استثناى حتّى يك مورد ، از آن خدا است و حمد و سپاسى كه انسانها به يكديگر مىنمايند ، در حقيقت براى خدا انجام مىدهند ، زيرا همهء نعمتها و نيكوئىها از خداوند يگانه است و انسانها جز وسائل و آلات چيز ديگرى نيستند عدّه اى ديگر از مفسّران كه با نظر به عقائد رائج مسلمين ، اكثريّت را تشكيل مىدهند ، الف و لام را جنسى مىگيرند ، يعنى مىگويند : حمدهائى از جنس حمد از آن خدا است . و اين منافاتى با تجويز حمد و سپاس بر ديگر انسانهائى كه نيكو كاريها مىكنند ندارد . البتّه نظريّهء دوم
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 85 | محمد تقي جعفري