و همه جانبه محرومند همهء امور جامعه را از تفكَّرات اصلى گرفته تا تخيّلات و از عاليترين ارزشها گرفته تا عادىترين پديدهها مورد سؤال قرار داده در ابهام فرو مىبرد .
اصل دوم - فتنه در هنگام پايان يافتن و رويگردان شدن ، بيدار مىكند . براى توضيح اين اصل مجبوريم دو نوع فتنه را بطور مختصر توضيح بدهيم : نوع يكم - فتنههاى گذرا نوع دوم - فتنه هايى كه در جامعه رسوب مىكنند و عناصر و اصول خود را بعنوان مكتب و عقيده بر جامعه تحميل كنند ، بطورى كه تدريجا همهء فرهنگ جامعه را فرا مىگيرند . دو نوع فتنه مزبور مشتركاتى دارند و تمايزاتى . مشتركان آن دو عبارتند از : يك - امور پنجگانه اى كه در تفسير اصل اوّل متذكَّر شديم .
دو - انقسام مردم در برابر فتنهها به گروههاى مختلف : 1 - ساده لوحانى كه مبناى زندگى و ارادهها و تصميمها و هدفگيرى آنان بر اساس « كشمش و غوره » است [ با يك كشمش گرمشان و با يك غوره سردشان مىشود ] .
2 - مردمانى كه تا حدودى از آگاهىهاى مفيد در زندگى برخوردارند و يك كشمش و يك غوره نمىتواند وضع آنان را دگرگون كنند ، ولى باغى از كشمش و يا غوره مىتواند در دگرگون كردن وضع آنان مؤثّر بوده باشد .
3 - جمعى ديگر وجود دارند كه بيدارتر و هشيارتر از آنند كه در بروز فتنهها عناصر معرفتى و اختيارى شخصيّت خود را ببازند ، بلكه تا حدود زيادى مىتوانند به تحليل و تركيب قضايايى كه فتنه با خود آورده است بپردازند البتّه اينان در اقلَّيّت اسفانگيزند همچنان كه نوابغ در اقليّت اسفانگيزند .
هر دو نوع فتنه پس از نزول يا استقرار براى آگاهان قابل شناخت و آموزنده
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 304
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٠٤