منفعتگرايى در فلسفهء تاريخ
گمان نمىرود خردمندى پيدا شود و در نفعگرائى انسانها كمترين ترديدى داشته باشد ، چنان كه گريز از ضرر براى انسانها بعنوان يك اصل كاملًا جدّى مطرح است . منفعت در قرآن مجيد با صراحت كامل مورد تذكَّر قرار گرفته است از آن جمله : 1 - * ( إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ وَالْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِما يَنْفَعُ النَّاسَ وَما أَنْزَلَ الله مِنَ السَّماءِ مِنْ ماءٍ فَأَحْيا بِه الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَبَثَّ فِيها مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ وَتَصْرِيفِ الرِّياحِ وَالسَّحابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّماءِ وَالأَرْضِ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ) * ( 1 ) ( قطعا ، در آفرينش آسمانها و زمين و تعاقب شب و روز و كشتى كه در دريا به نفع مردم حركت مىكند و در آن آب كه خداوند از آسمان فرستاده و زمين را بعد از مرگش حيات مىبخشد و در اين كه از هر نوع جنبنده در روى زمين منتشر ساخته و در وزش بادها و ابر مسخّر ميان آسمان و زمين آياتى است براى مردمى كه تعقّل مىنمايند . )