و حيله گرىها و نيرنگ بازىها و چند روئىها كه بنام هوشيارىها و زيركيها و مهارتها مشغول خدمت به تكامل انسانها مىباشند به همين جهت است كه آن شخص آگاه مىگفت : اگر تكامل اين پنجاه و دو مسئله است كه بشر در ميان آنها غوطه مىخورد ، ما انسانها همين امروز اعلام مىكنيم :
از طلا گشتن پشيمان گشته ايم
مرحمت فرموده ما را مس كنيد
و اگر كسى احتمال بدهد كه اين بيچارگىها و نكبتهاى پنجاه و دو گانه كه آنها را فقط براى نشان دادن نمونه متذكَّر شديم ، بدون شناخت و گرايش انسانها به خدا و پذيرش ابديّت و پيوستن حيات آنان به هدف اعلائى كه بايد ما فوق خور و خواب و خشم و شهوت باشد قابل بر طرف شدن مىباشد ، او در بارهء انسانهائى كه ما مىشناسيم صحبت نمىكند ، او در ذهن خويشتن موجوداتى را فرض كرده است كه تاكنون در اين خاكدان مشاهده نشدهاند .
21 - پيامبران الهى مردم را با دور كردن از فساد و افساد و ترغيب و تحريك به صلاح و اصلاح در مسير تكامل قرار مىدادند
تكامل با جبر سازگار نيست ، اصلى است كه همهء اديان و مكتبهاى اخلاقى مستند به اديان و حكمتهاى سازندهء بشرى ، آن را پذيرفتهاند . ما در ضمن مطالب گذشته اين اصل را بيان و تثبيت نموديم .
بنا بر اين اصل است ، كه انسانى كه از روى آگاهى و اختيار يك سنگ را از مسير همنوعان خود برميدارد ، در مسير تكامل است ولى انسانى كه ناآگاهانه و بوسيلهء عوامل جبرى ، دنيائى را مىسازد ، در مسير تكامل نيست .
اگر بخواهيم اين مسئله را طورى مطرح كنيم كه هيچ متفكَّر و هيچ مكتبى نتواند اعتراضى بان داشته باشد ، چنين مىگوئيم كه امتياز بر دو قسم است : امتياز جبرى مانند زيبائى طبيعى و قدّ و قامت رسا . امتياز اختيارى مانند عادل بودن