تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
بيندازيد آيا لزوم تعديل امتيازات تاكنون متكَّى به حماسه‌ها و تقليد از عدّه اى انگشت شمار از پيشتازان بشرى نبوده است . مسئلهء هفتم - با قطع نظر از يقين صد در صد به نظم و معقول بودن جريانات جهان هستى كه در آن زندگى مىكنم ، حدّاقلّ يك نوع نگرانى كه موضوعش بسيار جدّى است در خود مىبينم . اين نگرانى ناشى از احتمال ( حدّاقلّ ) منطقى وابستگى وجود من به موجود برين و كوك كنندهء اين ساعت بزرگ است كه جهان هستى ناميده مىشود . اين نگرانى جدّى را چگونه بايد حلّ و فصل نمائيم متأسّفانه تصفيه حساب با اين نگرانى ناشى از احتمال منطقى فوق العاده جدّى و محرّك نيز اكثرا با تقليد انجام مىگيرد . 39 - آيا انسان در مسير تكامل خود توانسته است كه خطوطى را براى تعليم و تربيت كودكان و جوانان خود ترسيم كند كه قوا و استعدادهاى آنان را بدون اختلال و با كمال هماهنگى بفعليّت برساند كه تا در مراحل پايانى عمر نگويند :
من كيستم تبه شده سامانى افسانه اى رسيده به پايانى ( 1 )
40 - آيا پيچيدگى انسان به حيات طبيعى محض و غوطه ور شدن در لذائذ حيوانى و متورّم ساختن خود طبيعى گذاشته است اين مدّعى تكامل در بارهء آزادى و اختيار واقعا بينديشد آيا اين مدّعى تكامل نمىداند كه جبر نقص است و آزادى و اختيار كمال است ، زيرا تسليم شدن در برابر هر گونه عوامل كه انسان را مانند وسيله و ابزار ناآگاه معرّفى مىكند كجا ، و استقلال شخصيّت و سلطهء آن برانگيزگى عوامل و تصرّف آن در آن انگيزه‌ها كجا آيا جاى شگفتى نيست كه اين رهرو تكامل همواره مىكوشد دلائلى براى مجبور بودن خود بتراشد و نمىداند كه با آن دلائل ساختگى از روى آگاهى
هامش
( 1 ) . مرحوم نگارنده .