داشت . مىگوئيم : آيا نفى پيوستگى انسان به خدا و مشيّت خدا ، و دم زدن از انسان ، جز دو روئى و يا حيله گرى براى شكار انسانها و منتقل ساختن قدرت از دسته اى به دسته اى ديگر از انسانها چيزى ديگر در بر دارد 16 - اين هم تكامل فلسفى انسان است كه نه تنها نمىخواهد فاسد را با صالح دفع كند ، يعنى فاسد را بر دارد و صالح را بجاى آن بگذارد . كاش جريان ملاحظهء مصالح و مفاسد در همينجا تمام مىشد ، بلكه اغلب به جهت بىتوجّهى و گاهى با توجّه ولى از روى لجاجت فاسد را با افسد دفع كرده است اى كاش فقط به همين نكبت و سيه روزى قناعت مىنمود ، ولى همه مىدانيم كه در آن موارد كه دفاع از خويشتن و توجيه موقعيّت خود مطرح است ، فاسد را با افسد دفع مىكند و براى اين نابكارى فيلسوف مىشود و فلسفه هم مىبافد 17 - اختلالات كنشهاى سيستمهاى زنده . اين همان « دليل تكامل » است كه كنراد لورنتس در كتاب معروف خود « هشت گناه بزرگ انسان متمدّن » مشروحا مورد بررسى قرار داده است .
18 - ويران ساختن محيط زندگى و تبديل مناظر زيباى طبيعت و فضاى حياتبخش كرهء زمين به ميادين جنگ و جبهههاى كشتار و ماشينهاى خشكانندهء زندگى و زرّادخانههاى اسلحهء كشنده .
19 - يكى از مهمترين دلائل تكامل بشرى ، اشتغال روزافزون مغزهاى بزرگ براى كشف آسانترين و بىخرجترين طرق تخريب آباديها و نابوديهاى زراعت و از بين بردن نسلها ، در صورتى كه اگر اين مغزهاى بزرگ در راه كشف وسائل احياى انسانها و تقويت عواطف آنان و ايجاد ارتباطهاى انسانى سازنده ، به كار بيفتد ، واقعا مىتوانند تاريخ طبيعى حيات انسانها را به تاريخ انسانى انسانها مبدّل بسازند .
20 - لاينحل ماندن معمّاى مرد و زن و روياروى قرار گرفتن اين دو صنف با يكديگر ، پس از تحرّك با عامل جنسى بنام عشق و علاقه ، تا آنجا كه
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 172
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٧٢