8 - موجودات و كرات آسمانى و قوانين حاكمه بر آنها . اين عامل در پندارهاى گذشتگان به چشم مىخورد . آنان مىگفتند : كرات آسمانى داراى نفوسند و همهء شئون انسانهاى اين كرهء زمين را آن موجودات و قوانين اداره مىكنند .
9 - ايدهء مطلقى كه در فلسفهء هگل و پيروانش ديده مىشود .
10 - پديدههاى اقتصادى بطور عموم .
11 - ارادهء حيات يا « مطلق اراده » چنان كه در فلسفهء شوپنهاور ديده مىشود .
12 - حيات كلَّى فعّال كه از ماوراى نمودهاى طبيعى مىباشد . چيزى شبيه به اين موضوع در تفكَّرات هنرى برگسون آمده است .
13 - رگهاى رسوب شدهء پيشين در اجتماعات ، مانند وراثت و ايدههاى مستحكم و پا برجا . اين عامل را مىتوان در روشهاى جامعه شناسى گوستاو لوبون پيدا كرد .
14 - افزايش جمعيّت و تراكم آن كه موجب دگرگونىهاى كيفى در تاريخ مىباشد . اين موضوع را در نظريّات مالتوس مىبينيم .
15 - غريزهء جنسى با نظر به هويّت و ريشهها و مختصّات عمومى آن ، فرويد از شدّت عقيده اى كه به اين پديده دارد و ديگر غرائز و عوامل انسانى را در برابر آن در درجهء بعدى قرار مىدهد ، مىتواند اين غريزه را عامل محرّك تاريخ معرّفى كند .
16 - ايدههاى اصيلى كه در اجتماعات بروز مىكند ، تكيه به اين عامل را مىتوان در فلسفهء آلفرد نورث و ايتهد پيدا كرد .
17 - شانس و اتّفاق كه لازمهء آن انكار قانون علَّيّت است .
18 - عشق و كينه يا « جذب و دفع » كه از سيستم فلسفى امپيدوكلس بيادگار مانده است .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 142
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٤٢