تلخى كيفر را به وى بچشاند ، قطعا مخالف لذّت بوده و دردآور است ، زيرا عدالت ما فوق خود طبيعى و خواستههاى آنست . اعتراف به حقيقت كه منتهى به ضرر شخص بوده باشد مطابق خواستهء خود طبيعى نيست ، ولى براى من عالى انسانى قوامى بدون شناخت حقيقت و اعتراف به آن وجود ندارد .
3 - خود طبيعى خود را هدف و ديگران را هر چه و هر كه باشد وسيله ميداند . به همين جهت است كه سرتاسر تاريخ را حقّكشى و زورگوئى و لذّت - پرستى و تعدّى فرا گرفته است . بلكه بايد گفت : همه دردها و بدبختىها و تجاوزها و ستمهائى كه براى انسانها رويداده است ، معلول همين علَّت است كه خود طبيعى همواره و در همه شرايط خود را هدف و ديگران را هر چه و هر كه باشد وسيله ميداند . اين علَّت موقعى كه خود طبيعى حالت اجتماعى به خود مىگيرد با يك صورت حقّ بجانب ( اجتماع ما ) كه در ظاهر فرديّت خود طبيعى را محو در اجتماع نموده است ، طوفان كور كننده بر پا مىكند .
حال كه اثبات شد خود طبيعى با نظر به هويّت « خود هدفى » كه دارد نمىتواند واقعيّات فوق خود را بپذيرد ، روشن مىگردد هر فرد و جامعه اى كه روابط را بر ضوابط مقدّم بدارد و مبناى كار را بر روابط محض استوار بسازد ، نتوانسته است از مرحله خود طبيعى بگذرد . تقديم روابط بر ضوابط در عين حال كه ارزش و عظمت و ضرورت ضوابط را ساقط مىكند ، موجب تورّم خود طبيعى آن مردمى مىشود كه بملاك ارتباطات بر قانون و ضابطه مقدّم گشتهاند و به تعبير رايج « عزيزان بى جهت » كه ضوابط را قربانى خواستههاى نفسانى و هواهاى خود نمودهاند . آيات قرآنى و احاديث كه از جهت كثرت فوق تواتر معمولى مىباشد ، در محكوم ساختن تقديم روابط بر ضوابط ، با بيانات متنوّع آشكارترين مطالب را بيان نمودهاند . تمايل به خويشاوندىها و دوستىها و ديگر عوامل الفت و انس كه موجب بوجود آمدن روابط مىباشند
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 38
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٨