بيستم - من انسانى در مسير تصعيد حيات كمالى احتياج به انبساط و شكوفائى طبيعى دارد 300
آيات و روايات در اعتدال و مدارا 303
روايات در تقسيم ساعات زندگى 304
مادامى كه « من » از ارتباط با طبيعت بريده نشده است انبساط و انقباض « نشاط و سستى » براى « من » يك امر طبيعى است 305
اصول حفظ « من » از خطر سقوط 306
توضيح لذايذ و نشاطها در كيفيات مختلف 308
روايتى از امام صادق ( ع ) 309
بيست و يك - پيش نگرى و حركت به پيش 310
آيات مربوط به مبحث بالا 310
بيان على ( ع ) در مبحث بالا 311
بررسى مسألهء زمان از نظر علم خداوندى 312
مطلب يكم - هيچيك از حوادث و واقعياتى كه در جويبار زمان بگذشته مىخزند از علم خداوندى غائب نمىباشند 312
مطلب دوم - گذشته فقط بعنوان اين كه گذشته است ، نمىتواند ملاك مبانى حيات كنونى و آيندهء انسان بوده باشد 313
عوامل رسوب آداب و رسوم در اقوام و ملل 314
مطلب سوم - تقليد از گذشتگان و تبعيت از عقايد و رسوم و فرهنگ آنان عقل و انديشه را از كار مىاندازد 316
مطلب چهارم - حسابگرى در حال حاضر براى آينده اى كه در پيش است 319
مسائلى در موضوع حسابگرى در بارهء آينده 320
بيست و دو - خير خواه ترين مردم در بارهء خويشتن مطيعترين آنها به پروردگارش مىباشد 325
آيا مىتوان گفت : عالم ماده و طبيعت از ناچيزترين پديدهء آن گرفته تا كل مجموعى آن داراى قانون است ، و همچنين پديدهء حيات كه در همهء جانداران وجود دارد ، تابع قانون است ، ولى من يا روح قانونى ندارد و همهء موجوديت آن در دو قلمرو « آن چنان كه هست » و « آن چنان كه بايد » پيرو خواستههاى بىشرط و قانون خود انسان است 327
روابط چهارگانهء انسان : يكم - رابطهء انسان با خويشتن 331
قانون انسان در اين رابطه : يكم - آگاهى و الا به اين كه انسان جزئى از هستى هدفدار است 333
نتايج عمل به قانون آگاهى و الا در رابطهء انسان با خويشتن 336
دوم - پذيرش لزوم مالكيت بر خويشتن براى بدست آوردن توانائى رشد
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 370
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٧٠