است و لذا نبايد فائدهء مشروع ستاره شناسى را در سير و سمتيابى در خشكى و دريا منحصر نمود . سپس امير المؤمنين سپاهيان را دستور به حركت داده و مىفرمايد با تكيه به خدا و با تبرك بنام خدا حركت كنيد و خرافاتى را كه اين منجم گفت مورد اعتنا قرار ندهيد . لا مؤثِّر فى الوجود إلَّا الله ( در قلمرو هستى جز خدا هيچ مؤثرى وجود ندارد ) . لا حول و لا قوّة الَّا باللَّه ( هيچ حركت و قوه اى به چيزى جز خدا مستند نيست ) . زمام هستى و قوانين جاريه در آن و همهء حوادث كوچك و بزرگ كه بوقوع مىپيوندند ، تحت مشيت او است با بقاى سلطه و نظارهء مطلق او كه : * ( يَمْحُوا الله ما يَشاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَه أُمُّ الْكِتابِ ) * ( 1 ) ( خداوند آنچه را كه بخواهد محو و آنچه را كه بخواهد اثبات مىكند و كتاب اصل در نزد او است ) . اين ناتوانى درك ما انسانها است كه در ميان حلقههاى زنجيرى قوانين قرار گرفته و نظم هستى را در ديدگاه خود بسته و آنها را چنان محكم و استوار تلقى مىكنيم كه نشان ابديت بر پيشانى آنها مىچسبانيم : چنان كه اگر همواره زندگى ما با خورشيد بود و غروب آن را نمىديديم گمان مىكرديم كه آفتاب موجوديست و روشنائى هم پديده ايست كه همزمان با يكديگر ديده مىشوند :
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — Page 238
Contributors: محمد تقي جعفري
P.238
اگر خورشيد بر يك حال بودى
فروغ او بيك منوال بودى
ندانستى كسى كاين پرتو او است
نكردى هيچ فرق از مغز تا پوست
تو پندارى جهان خود هست دائم
وجود او به خود گشته است قائم
Footnote
( 1 ) - الرعد آيهء 39 .