جان گرگان و سگان از هم جداست
متحد جانهاى شيران خداست
روح انسانى كنفس واحده است
روح حيوانى سفال جامده است
و دافعه آنان كه ديگران را از آنان دفع و طرد مىنمايد . در جملات مورد تفسير قدرت اين دافعه را در حد اعلا مىبينيم ، امير المؤمنين مىفرمايد : در حضور رسول خدا ( ص ) براى پيش برد اسلام پدران و فرزندان و برادران و عموهاى خود را مىكشتيم . و با اين كشتن برايمان تسليم و حركت در راه روشن هدف و بردبارى ما در برابر نيشهاى دردآگين و كوشش در جهاد با دشمن مىافزود .
اين يك حقيقت روحى است كه آدمى در راه هدف اعلاى حيات كه قرار گرفتن در جاذبهء كمال برين مستند به خدا است ، هر اندازه كه خواستهها و تمايلات شديدتر خود را زير پا بگذارد ، اعتلاى روح بيشتر و عالىتر مىگردد . اين استعداد شگفتانگيز روح است كه وقتى بارور شود ، نه تنها شاخههاى وابسته به خود را از خود قطع مىكند ، بلكه ريشههاى كهن خويش را مىسوزاند و ريشهء جديدىتر از هدف اعلاى حيات را كه با آن بارور شده است ، بوجود مىآورد . آرى اين هدف بزرگ كه بعنوان شاخه اى از روح سركشيده است ، از چنان عظمتى برخوردار است كه مىتواند ريشهها بسازد . جلال الدين مولوى اين شاخه و ريشه سازى آن را در ديوان شمس در بارهء كسى كه پس از طى مراحل كمالى رو به سقوط برگشته است ، با كلمهء رگ بيان مىكند :
اندك اندك راه زد سيم و زرش
مرگ و جنگ نو فتاد اندر سرش
عشق گردانيد با او پوستين
مىگريزد خواجه از شور و شرش
عارف ما گشته اكنون خرقه دوز
رفت و جد حالت خرقه درش
اندك اندك شاخ و برگش خشك گشت
چون بريده شد رگ بيخ آورش
ملاحظه مىشود با اين كه رگهاى درخت يا گياهان مولود ريشه مىباشند ، مىتوانند قدرت ريشه سازى پيدا كنند ، البته اين حركت سازنده فقط در انسان