هم نشسته و دل به انسانها مىسوزانند و مشغول طرح ريزى سعادت مردم مىباشند 3 - با اهميتترين قانونى كه يك « من سياسى » آن را مختل و نابود مىسازد ، قانون هدف و وسيله است . اين قانون كه مىتواند مردم را از موقعيتهاى پست به موقعيتهاى عالى حركت بدهد ، براى « من سياسى معمولى » معناى ديگرى پيدا مىكند و اين شرط را در قانون مزبور ناديده مىگيرد كه فقط آن هدف مىتواند حقيقتى را وسيله قرار بدهد كه عظمت و ارزشش بالاتر از وسيله بوده و آنچه را كه وسيله داراى آن مىباشد ، دارا بوده و امتيازى بالاتر از آن را داشته باشد .
در صورتى كه روش دائمى سياستمداران معمولى و حرفه اى هر هدفى را كه در كار خود انتخاب نمايند ، « من قدرتمند » خود را در آن هدف منظور نموده ، سهم بزرگى از مطلوبيت هدف را مستند به « من قدرتمند » خود مىداند و بعبارت روشنتر اگر هدف مثلا درصد درجه از مطلوبيت بتواند حقايقى را وسيله و قربانى نمايد ، هفتاد درجهء آن مطلوبيت ذاتى هدف و سى درجه خواست « من مقتدر » او است ، اگر رقيب يا رقباى وى بخواهند همان هدف را با 99 درجه از مطلوبيت ذاتى هدف و يك درجه خواسته خودشان را در نظر گرفته و حقيقتى را وسيلهء آن قرار بدهند ، همان يك درجه را نكتهء ضعف محسوب نموده درصدد شكست دادن رقيب برمىآيند به اين دليل كه او خواستهء من مقتدر خود را به حساب مطلوبيت ذاتى هدف گذاشته است .
4 - اگر « من سياسى » توانسته باشد اصول اخلاقى و مذهبى خود را در اعماق سطوح روانى خود بايگانى كند ، پس از كناره گيرى از حرفهء سياست و وارد شدن آن اصول به سطح خود آگاه روان ، از « من سياسى » خود كه با « كس » ها بعنوان « چيزها » رفتار كرده است ، رويگردان شده و در صدد طرد آن بر مىآيد . آيا واقعا من بودم كه چنان كارهائى را مرتكب شدم آيا من بودم كه اين انسانها را اشيائى قابل هرگونه تصرف و زير و رو كردن مىديدم اين مسائل چهارگانه هرگز در روش سياسى أمير المؤمنين ( ع )
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحه 28
پدیدآورندگان: محمد تقي جعفري
ص۲۸