قرار گرفتن در جاذبيت الهى چيست اولين نتيجهء آن عبارتست از رهائى و آزادى مغز و روان از هر گونه دامى كه در سر راه آن دو گسترده شده است .
جوشش براى اين رهائى در ذات خود روان و نيروهاى متنوع مغز وجود دارد .
اين رهائى و آزادى غير از پديدهء عاميانهء « مىتوانم اين كار را بكنم و مىتوانم اين كار را نكنم » مىباشد . بلكه آن پديدهء با عظمت است كه هيچ مجهولى بدون آن ، روى پردهء معلومات نمىآيد و هيچ اكتشاف و اختراع و بارقههاى مفيد مغزى بدون آن امكان پذير نمىباشد . دومين نتيجهء قرار گرفتن در جاذبيت الهى به اصطلاح ادبى ديدن پيچش مو از مو و دريا از قطره است :
تو مو مىبينى و من پيچش مو
تو ابرو من اشارتهاى ابرو
و ديدن دريا از قطره :
هر قطره اى در اين ره صد بحر آتشين است
دردا كه اين معما شرح و بيان ندارد
حافظ
عارف از انگور مىبيند همى
نتيجهء سوم
همهء كتابهاى آسمانى كه خداوند بر پيامبران فرستاده است ، داراى آن نور الهى است كه مردم بوسيلهء آن نور حقايق را ببينند و در روشنائى آن حركت كنند . ( آيهء شمارهء 3 و 4 و 5 و 6 و 7 ) با نظر به محتويات كتاب آسمانى مسلمين كه قرآن ناميده مىشود آنچه بدست مىآيد ، اينست كه اين كتاب مىخواهد بشر را از محدوديتها و كوته بينىهاى ناشى از سطحنگرى نجات بدهد .
راه تقوى و خودسازى و جامعه سازى و تاريخسازى را تعليم نمايد . قسط و عدالت را در روابط انسانها با يكديگر تحقق ببخشد ، عظمت ظرفيت انسانها را در برابر رويدادهاى سخت روزگار گوشزد نمايد . ارزش واقعى انسانها را دور از افراط و تفريط بيان كند .
معناى خوشبختى و بدبختى و تاريكى و روشنائى را توضيح داده آنها را