برنامههاى اصلاحى كه روى كاغذ نوشته مىشود ، از نظر زمامدار بىارزشتر از آن كاغذيست كه با نوشتن آن برنامهها باطل شده است » . ( 1 ) البته نبايد از اين نكته غفلت كرد كه اگر شرايط زندگى اجتماعى مناسبى بوجود بيايد ، فطرتهاى پاك و وجدانهاى دست نخورده و عقول منطق طلب انسانها ، كه جلوه گاه مشيت الهى مىباشند ، به خوبى مىتوانند صلاح و فساد زندگى خود را تشخيص بدهند ، ولى در عين حال براى به كار انداختن آن فطرتها و وجدانها و عقول ، راهنمايان كاملا وارسته از آلودگيهاى طبيعت ناآگاه و هواهاى نفسانى ضرورت دارد . بنا بر اين ، هدايت خداوندى كه بوسيلهء پاكداشت درون و دستورات راهنمايان الهى ارائه مىشود ، براى بدست آوردن معرفت صحيح و عمل سازنده لزوم قطعى دارد .
نتيجهء چهارم - يكى از ابعاد سازندهء روان ما ، عبارتست از ظرفيت در برابر ناگواريها و ناملائمات زندگى
.
بىظرفيتى و تنگ نظرى و تنگ حوصله گى ، عامل نيرومنديست براى رنگارنگ شدن در زندگى و خود باختن در برابر حوادث بزرگ و تغيير سريع موقعيتها . اين بىظرفيتى كه موجب گريز و خالى كردن سنگر در برابر مشكلات و حوادث بزرگ است ، مانعى محكم از باز شدن ابعاد فهم و تجربه اندوزى و درك واقعيات ايجاد مىكند . در صورتى كه مقاومت معقول در فراز و نشيب - هاى زندگى ، موجب آگاهى انسان به سطوح مختلف آن فراز و نشيبها گشته و مىتواند بر معرفت و چاره جوئيهاى انسان در برابر مشكلات و حوادث بيفزايد .
آيهء شماره 3 اين اصل را متذكر مىشود كه مقاومت و خود نباختن در برابر ناگواريها ، علامت هدايت شدن است . يعنى استقامت و پايدارى يك انسان دليل قدرت شخصيت و فعاليت عقلانى او در « حيات معقول » است .
اگر نوع انسانى تن به فداكارى و گذشت و استقامت در برابر مشكلات جهان
هامش
( 1 ) ماجراها و نفوذ ايدهها ص 31 از متن انگليسى - و ايتهد .