و همچنين در توضيح انواع تعقل ، مانند عقل نظرى و عقل عملى بررسىهاى زيادى صورت گرفته است . ما در اين مبحث جنبهء عملى ذهنى آن را مورد توجه قرار مىدهيم . اين عمل ذهنى عبارتست از بجريان انداختن انديشه منطقى با آگاهى به قوانين مربوط به واحدهاى انديشه . از همين نكته روشن مىشود كه انديشه ممكن است بطور نا خود آگاه در پرتو قوانين و اصول بجريان بيفتد ، زيرا آگاهى از آن قوانين براى تطبيق به واحدهاى انديشه شرط لازم نيست . در صورتى كه در جريان تعقل همواره توجه بر قوانين و اصول مربوطه ضرورت دارد .
عمل تعقل بايد از آگاهى و هدف گيرى مستمر برخوردار باشد ، از اين رو است كه مىتوان گفت : تعقل يكى از حساسترين عمليات ذهنى است . اصالت اين عمل ذهنى از چند جهت مورد بحث و بررسى قرار مىگيرد : يكى اين كه - تعقل محض راهى به كشف ابتكارى واقعيات ندارد ، بلكه بدانجهت كه اساسيترين ابزار كار تعقل ، منطق است ، و منطق هم بيش از تنظيم واحد هايى كه صحيح فرض شدهاند ، نمىتواند كارى انجام بدهد ، لذا تعقل محض آن قدرها كه گمان ميكنند مثمر نيست . مسلم است كه اين انتقاد ناشى از خطا در تشخيص قلمرو تعقل محض است كه تعقل نظرى و جزئى ناميده مىشود . و براى دريافت واقعيات ، عمل عقل نظرى شرط لازم است ، نه شرط كافى .
دوم اين كه - گفته شده است : عمل تعقل محدود به دريافت شده بوسيلهء حواس است و ما مىدانيم كه حواس آدمى نه تنها واقعيت را بطور مطلق در اختيار وى نمىگذارند ، بلكه اصلا حواس حكمى را صادر نمىكنند ، تا چه رسد به اين كه قدرت نشان دادن واقعيت را داشته باشند . اين اعتراض هم كاملا سطحى است ، زيرا اولا فعاليت عقل منحصر به محصولات حواس نيست ، زيرا انواع زيادى از فعاليتهاى عقلانى مانند رياضيات و تجريد و تحليل و تركيب وجود دارند كه معلومات تصعيدى ( بالاتر از انعكاسات محض ) را در اختيار ما مىگذارند و ثانيا عمل عقلانى اگر چه روى محصولات حواس انجام مىگيرد ،
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 98
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٩٨