حقيقت را در قلمرو تعليم و تربيت از دو ديدگاه علمى و عملى گوشزد كنند كه تقليد يك پديدهء ثانوى است ، و خلاف اصل در شناختها است ، اگر چه با نظر به محدوديت عمر آدمى و وسايل درك او و نا محدوديت دانستنىها و شناختنىها ضرورى گشته است . اكنون مىپردازيم به بررسى مشروح عناصر پنجگانهء تقليد :
عنصر يكم - تقليد كننده
گفتيم كه عنصر تقليد كننده عبارتست از انسانى كه پديده اى را كه براى او مطلوب جلوه كرده است ، از شخص ديگر مىگيرد و در خود منعكس مىسازد و آن را مىپذيرد . مسلم است كه گرفتن و انعكاس و پذيرش ، پديدههاى بسيطى نيستند و هر يك از آنها داراى انواع يا مراتبى مىباشند . مانند گرفتن ناقص ، گرفتن كامل ، مثلا كسى هست كه فقط بعدى از امتياز مطلوب را تقليد مىكند ، در صورتى كه كسى ديگر مىتواند ابعادى از آن امتياز را بگيرد و منعكس كند و يا بپذيرد . بعضى اشخاص گمان ميكنند كه تقليد فقط كار عاميان محروم از هر گونه شناخت است ، لذا وقتى كه اين كلمه به كار مىرود : « مقلد » آنچه كه هيچ به نظر نمىرسد ، اينست كه حتى گروهى فراوان از مشاهير تاريخ معرفت بشرى مشمول همين كلمهء تقليدند ، يعنى گمان مىرود در ميان مشاهير فلسفه و تفكر و معرفت ، مقلد پيدا نمىشود ، در صورتى كه ما با شخصيتهاى فراوانى از پيشتازان شناختها و فلسفهها روياروى مىشويم كه حتى خودشان اعتراف ميكنند كه من اين مطلب يا اين مطالب را از فلان فيلسوف يا متفكر گرفتهام .
يكى از شعراى حكيم جامعهء خودمان مىگويد :
كاش دانايان پيشين باز گفتندى تمام
تا خلاف نا تمامان از ميان برخاستى
گويندهء اين بيت اگر چه صريحا نمىگويد كه آيندگان از گذشتگان تقليد ميكنند ، اما اين حقيقت را بى پرده مىگويد : آيندگان مىتوانند با دقت در تراوشهاى فكرى گذشتگان ، واقعيتهاى