تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨

مىدارد ، مانند * ( وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْواءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّماواتُ وَالأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ ) * ( 1 ) ( اگر حق از هواهاى آنان تبعيت نمايد ، آسمانها و زمين و هرچه در آنها است ، تباه ميشوند ) .

گروه هشتم - زوال و نابودى حتمى باطل را گوشزد مىكند

، در صورتى كه در بارهء حق به آمدن و بروز آن كفايت مىكند ، مانند : * ( وَقُلْ جاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً ) * ( 2 ) ( به آنان بگو حق آمد و باطل رفت و باطل حتماً رفتنى و نابود شدنى است ) .

توضيحى در بارهء گروه‌هاى آيات مربوط به حق

گروه يكم

- چنان كه اشاره كرديم دلالت مستقيم بر پيروزى معمولى حق بر باطل ندارد .

گروه دوم - اراده و مشيت خداوندى را در بارهء حمايت از حق و اجراى آن بيان مىدارد .

مقصود از اين حمايت و اجراى پيروزى حق در پيكار تن به تن با باطل نيست ، بلكه واقعيت حق ثابت در نظام عالم هستى است كه تحت مشيت الهى مىباشد . وجدانها و عقول سليم آدميان همواره درككننده و بازگو كنندهء حق و لزوم آن در جريان حيات انسانها مىباشند . اگر همهء مردم كرهء خاكى ، به باطل عمل كنند و باطل را بر حق مقدم بدارند ، باز در صورتى كه حق براى آنان توضيح داده شود و آنان با اعتدال روانى معناى حق را درك كنند ، در پيشگاه حق ساكت و احساس احترام در مقابل آن مىنمايند و چنان كه يكى از بزرگترين متفكران در بارهء تكليف گفته است : « و همهء تمايلات با آنكه در نهانى بر خلافش رفتار ميكنند ، در پيشگاه تكليف ساكتند » وضع روانى انسانها در مقابل حق كه در حقيقت تكليف هم يكى از مصاديق آن است ، چنين است . احساس حق و احترام در پيشگاه آن ، كه
هامش
( 1 ) المؤمنون آيهء 71
( 2 ) الاسراء آيهء 81