تأثرات پس از لحظهء اول ، بر انعكاس يا بر تأثر لحظهء نخستين اضافه مىشود .
يعنى ما پشت سر هم با صورتهايى از ماه ارتباط برقرار مىكنيم بدون اين كه كمترين تغييرى در شكل ماه بوجود بيايد ، يا صورت منعكسيافته از لحظهء اول در لحظات بعدى تشديد مىگردد و درهم ادغام مىشود يا ذهن ما در اين حال جنبهء آينه اى محض دارد و انعكاس و تأثر هرگز تكرار نمىشود با نظر به علوم روانشناسى و شناختشناسى حرفه اى اين سؤالات به پاسخ مورد اتفاق نظر نمىرسد . ولى از ديدگاه فلسفه مىتوان حل آنها را چنين منظور نمود :
شاخ آتش را بجنبانى به ساز
در نظر آتش نمايد بس دراز
اين درازى خلقت از تيزى صنع
مىنمايد سرعتانگيزى صنع
مولوى
و چنين بگوئيم كه سرعت انتقال صورتهايى از موضوع ( ماه ) در حديست كه يك صورت احساس مىشود .
9 - تصور منفصل از ارتباط با موضوع
بديهى است كه انعكاس صور پديدهها در ذهن مانند انعكاس صور در آيينه نيست كه مادامى كه ارتباط ميان آن دو برقرار باشد ، انعكاس وجود داشته باشد و همين كه ارتباط قطع شود ، انعكاس نيز از بين برود ، بلكه اشكال و صورتهائى را كه بوسيلهء ارتباط با جهان عينى در ذهن منعكس مىكنيم ، مىتوانند در ذهن ما باقى بمانند ، البته شرايط درونى و تغيير موضعگيرىها موجب دگرگونى در هويت صور انتقاليافته به ذهن بوده و انعكاس كامل صورت تا حد دورنمايى ممكن است تقليل پيدا كند و گاهى به زوال صورت منتهى گردد . ضابطهء اين دگرگونيها چيست مسئله ايست كاملا نسبى ، شايد نتوان دو فرد از انسان را پيدا كرد كه دوام و زوال صورتهاى انعكاسيافته در ذهن آنان ، حتى در شرايط متحد يكسان بوده باشد . اين مقدار مسلم است