گروه دوم - آياتى است كه بطور غير مستقيم محبوبيت وطن را گوشزد مىكند
از قبيل : * ( « إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ الله وَرَسُولَه وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الأَرْضِ ذلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذابٌ عَظِيمٌ » ) * ( 1 ) ( جز اين نيست ، جزاى كسانى كه با خدا و رسولش به پيكار برميخيزند و در روى زمين براى فساد مىكوشند ، اينست كه كشته شوند يا به دار آويخته شوند ، يا دستها و پاهايشان بطور خلاف قطع شود . [ قطع بطور خلاف پاى چپ با دست راست يا بالعكس را مىگويند ] يا از زمين خود تبعيد شوند ، اين كيفرها براى آنان در اين دنيا رسوايى است و براى آنان در آخرت عذاب بزرگى است ) . از مضمون آيهء فوق چنين برمىآيد كه تبعيد از وطن تنها براى آن نيست كه محارب و مفسد بيك نقطهء بيگانه بروند و نتوانند دست به فعاليت بزنند ، بلكه تبعيد را مانند قتل و به دار آويخته شدن و بريده شدن دست و پا بعنوان كيفر رسوا كننده بيان مىكند . خلاصه وطن باصطلاح عرفى و اجتماعى با نظر به آيات فوق محبوبيت