اين احساس با عظمت و با شكوه را بدون انگيزهء سود و زيان در درون خود در مىيابند . اين همان راهى است كه متفكران زيادى مانند كانت را وادار به اعتقاد به خداوند مىنمايد .
3 - دريافت مفهوم كمال در عاليترين حد كه مبناى فيلسوفان برجسته اى مانند انسلم و دكادت و از شرقىها مولانا جلال الدين و محقق مرحوم شيخ محمد حسين اصفهانى معروف به كمپانى بوده است .
4 - نظم شگفتانگيز هستى كه منشاء بروز قوانين در مغزهاى خوانندگان اين كتاب بزرگ مىباشد .
5 - فطرت پاك از آلودگيها و كثافتهاى تاريك كننده ، نه اين فطرت كه در گرد و غبار اصطلاحات فلسفى پوشيده مىشود ، آشكارترين و نيرومندترين عامل گرايش به تكامل مذهبى است كه در فلسفه هايى كه براى شطرنج بازيهاى ذهنى بوجود مىآيند ، قاچاق تلقى مىشود ، در حالى كه فطرت يا وجدان پاك در همهء كتابها و آثار ادبى سازنده از ايليادهاى هومر گرفته تا رسالة الطير و حى بن يقظان و سلامان و ابسال تا بينوايان ويكتور هوگو و جنگ و صلح تولستوى و مثنوى مولانا جلال الدين و صدها اثر انسانى سازنده كه اطلاعات بسيار عالى از اعماق درون آدمى مىدهند ، اساسىترين نقش را به عهده گرفته است .
بطور قطع مىتوان گفت : اگر از همهء آثار بزرگ انسانى فطرت و وجدان را حذف كنيم ، يك جمله براى خواندن در آن كتابها و آثار باقى نمىماند ، مگر چيزهائى كه به ضرورت حس و عقل براى همگان روشن است و توضيح و تفسير آنها در كتابهائى كه مخصوص به خود آنها است ، مورد تحقيق و بررسى قرار مىگيرند .
6 - اين سؤال را كه چرا ابن ملجم مرادى بد است و على بن ابي طالب ( ع ) خوبست با هيچ منطق و مغالطه و شوخى نمىتوان پاسخ داد ، مگر اين كه بگوئيم : حق و حقيقتى ثابت و مستند به خدا وجود دارد كه على بن ابي طالب ( ع )
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 166
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٦٦