Skip to main content

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — Page 284

Contributors:

P.284
هر قطره اى در اين ره صد بحر آتشين است دردا كه اين معما شرح و بيان ندارد
حافظ به خود بيائيد و راز با عظمت روح را دريابيد ، خواهيد ديد : لحظه هايى از شكوفائى روح سر به ابديت مىكشد و احاطه بر جاودانگى پيدا مىكند -
اهل نظر دو عالم در يك نظر ببازند عشق است و داو اول بر نقد جان توان زد
حافظ زهير خوب فهميده است -
بقا ندارد عالم و گر بقا دارد فناش گير كه همچون بقاى ذات تو نيست
مولوى نافع بن هلال مىگويد : « اى فرزند پيامبر ، ما از ديدار پروردگارمان كراهت نداريم -
حباب وار براى زيارت رخ يار سرى كشيم و نگاهى كنيم و آب شويم
صائب تبريزى ما در اين زندگانى به اميد آنكه ديدهء دل را براى ديدار خداوندى آماده نمائيم ، مىكوشيم .
ندهى اگر به او دل به چه آرميده باشى نگزينى از غم او چه غمى گزيده باشى نظرى نهان بيفكن مگرش عيان ببينى گرش از جهان نبينى به جهان چه ديده باشى
ملا محسن فيض اى حسين ، در بارهء نيت و انديشهء من در اين مرز زندگى و مرگ مىپرسى من همگام با كاروانيان منزلگه لقاء اللَّه -
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — Page 284 | محمد تقي جعفري