30 ، 32 - ساع سريع نجا و طالب بطىء رجا و مقصّر في النّار هوى [ سه گروه مردم : ] ( تكاپوگر پويا كه نجات پيدا مىكند و جويندهء كندرو كه براى او اميدى هست و مقصريست كه سقوطش در آتش است ) .
اگر جهان اينست كه ما مىبينيم و اگر انسان همين است كه با موجوديتش آشنائى داريم ، هيچ راهى براى به ثمر رسانيدن شخصيت آدمى جز كوشش و تكاپو وجود ندارد .
اندرين ره مىتراش و مىخراش
تا دم آخر دمى فارغ مباش
دوست دارد يار اين آشفتگى
كوشش بيهوده به از خفتگى
گر چه رخنه نيست در عالم پديد
خيره يوسفوار مىبايد دويد
( مثنوى )
دو ارزش فلسفى كار و كوشش در زندگى و بحثى در معناى شانس و بخت و اتفاق
ارزش يكم
- مسلم است كه تنها وسيلهء به دست آوردن محصول و نتيجه ، كار و كوشش است كه بايد انجام داد . اين قانون پايدار در هيچ نقطه اى از تاريخ حيات و در هيچ يك از شئون انسانى ، استثنائى ندارد .
آن ساده لوحان كه دست يافتن بعضى از مردم را به برخى از موضوعات بدون كار و كوشش ، استثناء و يا نقض قانون مزبور تلقى مىكنند و شانس و بخت و اتفاق را مانند واقعيت مىپذيرند ، از دو نكتهء مهم غفلت مىورزند : يكى اين كه - امتيازات و منافعى را كه گاهگاهى بعضى از انسانها بدون تلاش به دست مىآورند ، چنين نيست كه معلولهائى باشند كه بدون علت در اختيار آنان قرار گرفته باشند .
توضيح اين كه هيچ واقعيتى در اين جهان بدون علت به وجود نمىآيد ، نهايت اينست كه به جهت موضعگيرىهاى مخصوصى كه داريم ، گاهى عوامل آن رويدادها را درك مىكنيم و گاهى آن عوامل از حيطهء موضعگيرى ما بيرون است و آنها را درك نمىكنيم ، ولى مسلم است كه به وجود آمدن هر رويدادى